مرضيه محمدزاده
1370
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
اگر عيسى ، سخن در مهد مىگفت * مسيح عترت پيغمبرم من لبم سرچشمهى آب حيات است * كجا محتاج شير مادرم من ؟ حسين اتمام حجت كرد با من * خداى عشق را پيغمبرم من اگر امروز آب از تير خوردم * به فردا جرعه بخش كوثرم من ره صد ساله را شش ماهه رفتم * ز همراهان در اين وادى ، سرم من پدر خون مرا بر عرش پاشيد * بلى ، عرش خدا را زيورم من چو زهرا پاى در محشر گذارد * شفاعت را اساس ديگرم من « 1 » * * * شير زن كربلا : زينب اى جلوهى آيات خدا * سر و پا نور عنايات خدا زينب اى محيى « 2 » آيين رسول * حامى حكم حقّ و دين رسول زينب اى زينت سامان على * ناز پروردهى دامان على زينب اى آيينهى روى حسن * مظهر صبر حسن ، خوى حسن زينب اى خواهر ممتاز حسين * همدم و همره و همراز حسين زينب اى نابغه در فضل و كمال * صبر را برده به سر حدّ كمال صبر از صبر تو بىتاب شده * آتش از سوز غمت آب شده زينب اى امّ ابيّها « 3 » مامت * شده خوش زينِ ابيها « 4 » نامت كمترين وصف تو تسليم و رضاست * قَدَرت امر بر و بنده قضاست روزها صائم « 5 » و شبها قائم * بر لبت نغمهى قرآن دائم باشدت خون خدا در رگ و پوست * كه سراپاى وجودت همه اوست چشمهى علم تو ، جارى از غيب * ساحت قدس تو ، عارى از عيب ياد تو زنده كند دلها را * حل كند نام تو مشكلها را زينب اى شير زن كرب و بلا * و اى بلى گفته به پيمان بلا اندر آن نهضت پر جوش حسين * همه جا همره و همدوش حسين چون حسين بن على را كشتند * دست در خون خدا آغشتند شدى از حكم قضاى ازلى * نايب خاصّ حسين بن على رُخت از آتش دل چون مرجان * داغ هفتاد و دو قربان بر جان
--> ( 1 ) - تجلى عشق در حماسه عاشورا ؛ ص 245 . ( 2 ) - محيى : احياء كننده ، زنده كنند . ( 3 ) - ام ابيها : مادر پدرش . اين لقب را رسول اللّه ( ص ) به دختر بزرگوار خود فاطمه ( س ) داد . ( 4 ) - زينب : زينب مركّب از زين ( زينت ) و اب ( پدر ) . ( 5 ) - صائم : روزهدار .