مرضيه محمدزاده

1345

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

پر توش بر همه كس تابد و مىآموزد * پايدارى و وفادارى ، در راه طلب * چهر رنگين شفق ، مىدهد از خون تو ياد * كه ز جان بر سر پيمان ازل ريخته شد راست چون منظره‌ى تابلوِ آزادى است * كه فروزنده به تالار شب آويخته شد * رسم آزادى و پيكار و حقيقت‌جويى * همه جا ، صفحه‌ى تابنده‌ى آئين تو بود آنچه بر ملّت اسلام ، حياتى بخشيد * جنبش عاطفه و نهضت خونين تو بود * تا ز خون تو جهانى شود از بند آزاد * بر سرِ ايده‌ى انسانى خود جان دادى در ره كعبه‌ى حق جويى و مردىّ و شرف * آفرين بر تو كه هفتاد و دو قربان دادى * آنكه از مكتب آزادگيت درس آموخت * پيش آمال ستمگر ز چه تسليم شود ؟ زور و سرمايه‌ى دشمن نفريبد او را * كه اسير ستم مردم دژخيم شود * رهرو كعبه‌ى عشقى و در آفاق وجود * با پر شوق ، سوى دوست برآرى پرواز يكّه تاز ملكوتى ، كه به صحراى ازل * روى از خواسته‌ى عشق نتابيدى باز * جان به قربان تو اى رهبر آزادى و عشق * كه روانت سر تسليم نياورد فرود ز آن فداكارى مردانه و جانبازى پاك * جاودان بر تو و بر عشق و وفاى تو درود « 1 »

--> ( 1 ) - اشك خون ؛ ص 224 .