مرضيه محمدزاده

1338

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

تا به محراب عبادت تو امامى ، پيداست * خاك هر وادى گلرنگ مصلّاست حسين ! غرق در موج مكافات كن اقليم ضلال * قطره در قطره‌ى خونت همه درياست حسين ! * * * محرم آمد و شد روى روزگاران سرخ * زمانه سرخ و زمين سرخ و باد و باران سرخ ز جوش خون شهيدان كربلا گرديد * دوباره خاطره‌ى دشت جانسپاران سرخ دوباره بستر خون شد بسيط ذهن زمان * ز داغ لاله رخان ، خواب جويباران سرخ ز التهاب هبوط عقاب عرصه‌ى عشق * قباى عافيت سبز كوهساران سرخ خداى را چه غبارى شد از زمانه بلند * كه تا غروب زمين است چشم ياران سرخ از آن شكوفه كه پر ريخت در هجوم خزان * هزار سال دگر سينه‌ى بهاران سرخ به سوگوارى گلهاى خاندان نبىست * در اين چمن بود از ناله‌ى هزاران سرخ گرفته رنگ كسوف آفتاب عاشورا * وز آن ظلامه هنوز آه داغداران سرخ ببين كه از فلق آسمان صبح يقين * هنوز چهره‌ى شيدايى سواران سرخ ببين كه در قدح كوفيان عهدشكن * هنوز سايه‌ى سيماى شرمساران سرخ ببين كه از اثر هرم شعله‌هاى عطش * هنوز خيمه‌ى وجدان آبشاران سرخ ببين ستاره‌ى زخم گلوى اصغر را * كه مانده در افق چشم روزگاران سرخ محرم آمد اى دل بيا ز سيل سرشك * كنيم ساحت گيتى چو لاله‌زاران سرخ زهى به معجزه‌ى التفات گريه كه ساخت * مرامنامه‌ى تسليم بردباران سرخ هلا شهيد كبير صحارى تاريخ * كه از طلوع تو سيماى سربداران سرخ مگر تداوم عشق تو كرد خاك مرا * به سنگر شرف از خون پاسداران سرخ ؟ مگر تعالى روح تو داشت جسم مرا * به زير خنجر بيداد جان شكاران سرخ ؟ ز رهنمون تو بر لوحه‌ى زمان بادا * هميشه كلك دل آرزونگاران سرخ ز انقلاب حسين آن يگانه‌ى اعصار * هماره آتش دلهاى بيقراران سرخ * * * تو كيستى كه جهان تشنه‌ى زلالى توست * بهار عاطفه مرهون خشكسالى توست شب زمانه كه مقهور بامدادان باد * شكيب خاطرش از خون لايزالى توست ز قصّه‌ى عطشت چشم عالمى گريان * هزار چشمه‌ى جوشنده در حوالى توست تو ماه من ! به كدامين ظّلامه‌ات كشتند * كه پشت پير فلك تا ابد هلالى توست نديد نقش تو را كس به حجم آينه‌ها * حكايت همه از صورت خيالى توست چه عاشقى كه در دفتر قصائد سرخ * هر آن چه خواند دلم شاه بيت عالى توست سزد كه رايحه‌ى درد سازدم مدهوش * كه باغ عشق به داغ شكسته بالى توست فغان كه وارث بانوى آبهاى جهان * تويى و تشنه يك قطره ، مشك خالى توست تو شهر عشقى و دروازه‌ات به باغ بهشت * دل شكسته‌ى من يك تن از اهالى توست