مرضيه محمدزاده

1327

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

نورى ز عرش ، همچو نگاه فرشتگان * آمد به سوى خانه‌ى شير خدا فرود در خانه‌ى على - كه جهان همچو او نديد * سر فصل انقلاب جهان چشم گشود در پهندشت سوخته‌ى وادى حجاز * آن انتظار خسته‌ى هستى دگر غنود پنداشتى ، كه جمله‌ى ذرّات اين جهان * خواندند در مباركى مقدمش سرود اينست آن شكوفه‌ى شاداب انقلاب * كامروز شد شكفته ازو گلشن وجود اينست آن وديعه‌ى « 1 » آزادى جهان * كآزادگى نبود اگر نهضتش نبود اينست آن خرابگر كاخ‌هاى ظلم * كز پرده‌هاى ظلم بدّريد تار و پود اينست آن دلاور نستوه كربلا * مردى كه همّتش نتواند خرد ستود آنكو به روز معركه ، سرداد اين صلا * آنكو به گاه مهلكه سركرد اين سرود : از آستان همّت ما ذلّت‌ست دور * و اندر كنام غيرت ما نيستش ورود گر جز به كشتنم نشود دين حق بلند * اى تيغها ! بياييد بر فرق من فرود ! اكنون كه ديده هيچ نبيند به غير زور * بايد ز جان گذشت ، كزين زندگى چه سود ؟ ! بر ما گمان بندگى زور برده‌اند * اى مرگ ! همّتى كه نخواهيم اين قيود اى شهر بند « 2 » غيرت و آزادى و شرف * اى آنكه نيست عرصه‌ى عزم ترا حدود « 3 » اى آنكه روز حشر در احياى عدل و داد * دارى به پيش داور ، هفتاد تن مشهود از خونبهاى خويش اگر پرسشى كنى * شرمنده‌ايم پيش تو و داور وَدود « 4 » مدح تو گفتم ، اى كه ز آغاز تا ابد * آزادگان برند به آزاديت سجود از خون تست پرچم آزادگى ، بپاى * بر نام تست از لب آزادگان ، درود

--> ( 1 ) - وديعه : امانت و سپرده ، جمع آن ودايع . ( 2 ) - شهربند : قلعه و حصار . كنايه از زندان و كسى كه در محاصره افتاده باشد . ( 3 ) - حدود : جمع حد ، مرز ، كرانه . ( 4 ) - ودود : بسيار مهربان ، از صفات خداوند .