مرضيه محمدزاده
1277
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
سيد محمد خسرو نژاد سيد محمد خسرو نژاد فرزند سيد عبد اللّه در سال 1311 ه . ش در مشهد مقدس به دنيا آمد تحصيلات ابتدايى را در زادگاه خود گذراند و سپس به پيشهى نجارى روى آورد و در ضمن كار توانست با ادامه تحصيل ديپلم ادبى را اخذ نمايد ، سپس به استخدام هنرستان درآمد . وى در آغاز نوحه مىسرود و پس از آن تمايل به غزلسرايى پيدا نمود . - * - توبهى حرّ : نادم و دلخسته و زار و پريشان آمدم * يا حسين از كردههاى خود پشيمان آمدم تا كنى بر من ترحّم اى عزيز فاطمه * در حضور حضرتت با چشم گريان آمدم دردمندم اى مرا خاك درت كُحل بصر * بر در دار الشفايت بهر درمان آمدم اين خطا كار پشيمان را مران از درگهت * چون كه با امّيد عفو و لطف و احسان آمدم يا بكش اى حكم تو حكم خدا ، يا عفو كن * چون به درگاهت به اميد فراوان آمدم ميهمانم كن به يك لبخند بخشش اى كريم * گر درين مهمانسرا ناخوانده مهمان آمدم خارم و در گلشن قدس تو رو آوردهام * مورم و بر درگه جود سليمان آمدم سدّ راهت گرچه از اول شدم از گمرهى * حاليا با شرمسارى بهر جبران آمدم گرچه آزردم دل اهل حريمت را كنون * تا بسازم جان خود بهر تو قربان آمدم بندهام « حُرّ » پشيمانم تويى مولاى من * حكم فرما كز پى اجراى فرمان آمدم تا بريزم خون خود را در ره دين خدا * تا كنم جان را فدا در راه جانان آمدم * * * آن حسينى كه به جسم همه عالم جان است * كشته شد گرچه ، ولى زندهى جاويدان است جان عالم به فدايش كه به صحراى بلا * كرد ، كارى كه بدان عقل بشر حيران است جدّ او احمد و بابش على و فاطمه مام * چون حسن منبع جود و كرم و احسان است من كجا راه بدان ساحت قدسى ببرم * آنكه بر درگه او روح الامين دربان است صدف سينهى ما را بشكافند اگر * گوهر مهر تو در سينهى ما پنهان است تا جهان بوده و باقيست چنين بوده و هست * قسمت مرد خدا رنج و غم و حرمان است پاى آن كس كه نرفت از پى باطل ، در بند * جاى آن كس كه سخن گفت ز حق ، زندان است نور آن سر كه نشد در بر ظالم تسليم * گر رود بر سر نى تا به ابد تابان است تا تو در بحر گُنه فُلك نجاتى ما را * كى مرا خوف به دل از خطر طوفان است من گداى توام و فخر كنم بر همه كس * هر كه در كوى تو گرديد گدا ، سلطان است هيچ كس از در جود تو نگردد محروم * آن كه از لطف تو مأيوس بود ، شيطان است