مرضيه محمدزاده

1272

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

گفت اى پرچم به دوشان قيام * كار ما آخر شد و فرصت تمام هان شما مشكل گشاى خود شويد * سخت پيمان با خداى خود شويد خويش را آماده‌ى رفتن كنيد * حاصل پيكار ما خرمن كنيد راه دور است و اسارت دردناك * داغ بسيارست و آتش‌گونه ، خاك ليك بايد در بلا بودن صبور * تا خدا نزديك سازد راه دور زد سكينه ناگهان دستى به سر * دست ديگر زد به دامان پدر گفت اى عزمت پديد از حرف و صوت * راستى آيا شدى تسليم موت ؟ اى پدر ما را از اين وادى ببر * تا مدينه تا به آبادى ببر اين بگفت و با دو چشم اشكبار * كرد در پاى پدر گوهر نثار در جواب او پدر هيهات گفت * قصّه‌ى صيادى دونان گفت گفت مضمونى كه مضمون آب شد * اشكها جارى شد و سيلاب شد * * * وداع سيد الشهداء با امام سجاد ( ع ) : ناله سر در خيمه‌ى بيمار كرد * نرگس بيمار را بيدار كرد با تب و تاب و تعب زين العباد * چشم بر آشوب عاشورا گشاد ريخت در بستر تب داغى كه داشت * از درون خيمه پا بيرون گذاشت خواست تا بر ضعف تن غالب شود * روح سالم بر بدن غالب شود باز هم خود را به رفتن آزمود * رفت و راهى جانب ميدان گشود رفت شايد چرخ برگردد ، نشد * خواست قربان پدر گردد ، نشد امُّ كلثوم از پىاش رفت و دويد * زد صلا گفت اى جهانى را اميد تو پدر را جانشينى بازگرد * وارث دين مُبينى بازگرد باش تا باشى پدر را يادگار * باش تا دين از تو ماند پايدار شد على آرام و زان ره بازگشت * بازگشت و با پدر همراز گشت رازها گفتند و فرصت شد تمام * تب جدا كرد آن امام از اين امام شد على آئينه‌ى هوش پدر * رفت در بستر ز آغوش پدر لحظه‌اى توديع جان سوز امام * در نمىگنجد به الفاظ و كلام مردمان با گريه گفتند اين حديث * از زبان دل شنفتند اين حديث تا كه مژدگان دست و پا مىزد در آب * رفت پاى چشم مردم در ركاب * * * ماجراى شهادت حضرت على اصغر ( ع ) : قامت عشق خداى راستين * بار ديگر راست شد بالاى زين