مرضيه محمدزاده
1269
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
تا سر خطِ امكان دهدم شحنهى نجف * از پادشاه طوس رساندم سلام را در كاظمين و سامره بوسيدم از ادب * درگاه آستانهى چندين امام را در بابل و مداين و بغداد و كوفه بود * آثار خير ، امّت خير الانام را رفتيم سوى بارگه ماه هاشمى * تا بنگريم جلوهى ماه تمام را ديديم در عزاى شهيدان به رنگ خون * هر صبح و شام ، گنبد فيروزه فام را آموختم ز مكتب سلطان كربلا * آيين جان سپارى و رسم قيام را بُد بيرقى به تارك بامش به رنگ سرخ * يعنى به خون خويش بيان كن پيام را در پيشگاه ظالم و بر دستگاه ظلم * بايد قيام كرد و گرفت انتقام را منّت خداى را كه ز سر چشمهى « بقا » * جانم چشيده لذّت شُرب مدام را « 1 »
--> ( 1 ) - تجلى عشق در حماسهء عاشورا ؛ ص 32 .