مرضيه محمدزاده
1262
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
چه مشكل بود بر علىّ ( ع ) و نبى * كه تشنه بجنگى تو با اجنبى ولى هست اينسان قضاى خدا * كه لب تشنه سازيم جان را فدا زبانت بنه در دهان پدر * كه سوز عطش كم شود اى پسر زبان برد بر كام او نور عين * چو خود يافت خشكيده كام حسين ( ع ) برآورد انگشترى را امام * على ( ع ) را چنين گفت آن تشنهكام عقيق نگين را بنه در دهان * كزان تشنگى كم شود بىگمان على ( ع ) بود انگشترى بر دهان * دگر ره به ميدان كين شد دمان سبك زد به پهلوى توسن ركاب * چو تندر ز جا جست اسب عقاب چپ و راست شمشير مىزد به جان * بيفكند دشمن ز پا بىامان همى بود تازان به پيكار در * پدر بود بر شير نظّارهگر كمين بست آن منقذ بىحيا * به فرق على ( ع ) راند تيغ جفا روان شد به رخسار او خون پاك * ز اسب اندر افتاد بر روى خاك چو از اسب افتاد آن پر هنر * بناليد دريابم اينك پدر پدر شد به بالين فرّخ پسر * ز اسب اندر آمد گرفتش به بر على ( ع ) داشت آن دم به سويى نظر * بناليد و گفت اين چنين با پدر بر آن سو نگه كن رسول خدا * ببين آب آورده اينك مرا مرا داد ، آب از بهشت برين * نگردم پدر تشنه من بعد از اين « 1 »
--> ( 1 ) - منظومه شهيدان كربلا ؛ ص 228 - 224 .