مرضيه محمدزاده

1257

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

چون سفر را باز بال و پر گرفت * مردمى دامن به دندان « 1 » در گرفت تو بمان اى بىهنر زاغ پليد * تا كند پرواز شهباز سپيد اى و بال اندوز نا آزاده خوى * پاسخى در خورد اين معنى بگوى نور چشم مصطفى ( ص ) در كربلا * تو بمان آسوده در وادى القرى تو به خانه اندرون چون ماكيان * او سفر ساز از بر افلاكيان اى لئيم رشك ورز مردسوز * دشمن مردان مردِ درد سوز آسمان بودى چو طبعت گر بخيل * تشنه ماندى تا ابد زرع و نخيل چيستى ؟ خونخواره‌اى خود كامه‌اى * بىدلى ، شومى ، سيه‌رو نامه‌اى خشك و بىبر خار بُن را شاخه‌اى * در حصار لاك خود چون باخه‌اى گشت چون بر آل طاها سخت كار * همدم و يار آمدى با روزگار اى همه خودبينى و بيم و دغا * دشمن اسلام و آل مصطفى ( ص ) هيچت الا جاه و منصب وايه نه * اى گران جنبش چو آب آينه با سلامت جوى ساحل بر كنار * قصه‌ى توفان سواران را چه كار بىخبر از بىشكيبىهاى خويش * اى زبون خود فريبىهاى خويش آه كز جادوى اين ديرينه دير * آل مروان پايد از پور زبير اى به اسلام از كژى ايمان تو * بس جنايت رفته با فرمان تو دست بسته نو عروسان را به تيغ * سر جدا سازد ، كه ؟ مصعب « 2 » بىدريغ اى بسا آزاده با فرمان تو * كشته آيد كورى چشمان تو آنچه مصعب « 3 » با سر مختار كرد * پور مروان با همان غدّار كرد اى به همت از تو داه « 4 » خانه به * فاش گويم زاده‌ى مرجانه به اى هواى جاه را از جان امير * ديدن حق را به باطل چون ضرير « 5 »

--> ( 1 ) - دامن به دندان گرفتن : آواره شدن . ( 2 ) - مصعب : مصعب بن زبير برادر عبد اللّه بن زبير است كه از طرف برادرش مأمور جنگ با مختار ثقفى گرديد و در جنگى كه بين سپاهيان او با مختار درگرفت ، مختار كشته شد و حكومت كوفه به دست مصعب بن زبير قرار گرفت . امّا سالى نگذشت كه حجاج بن يوسف ثقفى از طرف عبد الملك بن مروان به جنگ با او برخاست و مصعب توسط حجاج كشته شد و كوفه به دست مروانيان افتاد . ( 3 ) - مختار : مختار بن ابى عبيده‌ى ثقفى از مردم طائف بود و مادرش دومة بنت وهب نام داشت . همراه پدرش در زمان عمر بن خطاب به مدينه آمد و در زمان خلافت امام على ( ع ) به بنى هاشم پيوست . در زمان خلافت امام حسن ( ع ) ، عمويش حاكم مداين بود و امام كه توسط مردى مجروح شده بود به خانه‌ى حاكم مدائن رفت و مختار از او خواست تا امام حسن ( ع ) را تسليم معاويه كند . در دورانى كه مسلم بن عقيل در كوفه بود او را به خانه‌ى خويش برد و با او به نفع امام بيعت كرد . در ايام حادثه‌ى كربلا در زندان به سر مىبرد و در زمان خلافت مروانيان به كمك جمعى از ايرانيان كه از خلافت بنى اميه ناراضى بودند به خونخواهى شهداى كربلا قيام كرد و كوفه را در سال 66 هجرى تصرف نمود و در قيامى بالنسبه موفق توانست كشندگان امام ( ع ) را به مجازات برساند . كشتار وسيعى صورت داد و دژخيمان كه دستهايشان تا مرفق به خون آزادگان آغشته شده بود را كشت . وى حاكم كوفه شد و محمد بن حنيفه فرزند امام على ( ع ) را به عنوان امام اعلام نمود امّا مدت كوتاهى اداره‌ى امور را در عراق به دست گرفت و سرانجام مقهور زبيريان شد و به دست مصعب بن زبير كشته شد و حكومت كوفه به دست زبيريان قرار گرفت . ( 4 ) - داه : پير زال كنيز . ( 5 ) - ضرير : كور و نابينا .