مرضيه محمدزاده

1246

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

حبيب اللّه معلمى حبيب معلمى فرزند نصير به سال 1305 ه . ش در شهرستان رامهرمز ديده به جهان گشود . دروس ابتدايى را در مكتب خانه گذراند و ادامه آن را تا سيكل قديم پى گرفت و پدرش كه معلم قرآن بود او را با اين كتاب آسمانى آشنا كرد . ذوق و قريحه‌ى شاعرى از اوان جوانى در وجود ايشان بود ولى تشويق‌هاى يكى از دوستان پدرش كه خود شاعرى توانا بود به نام حاجى بابا اشترى لركى زمينه را براى شكوفايى استعدادهاى وى فراهم ساخت . معلمى شاعر نام آشناى جبهه‌هاى جنگ مىباشد ، كه سروده‌هاى وى در طول جنگ ايران و عراق و پس از آن توسط مدّاح اهل بيت حاج صادق آهنگران خوانده مىشد و شور و اشتياق رزمندگان را دو چندان مىنمود . هنوز كتابى كه در برگيرنده تمام اشعار اين شاعر باشد به چاپ نرسيده است ولى بيشتر اشعارش در كتابى به نام « خونين نامه عاشقان حسين » در دو جلد و در زمان جنگ توسط انتشارات سپاه پاسداران چاپ و منتشر گرديد ، و ساير سروده‌هاى اين شاعر در جزواتى در مناسبتهاى مختلف مذهبى چاپ و در دست مداحان قرار مىگرفته است . ضمن اينكه مجموعه اشعار اين شاعر نيز آماده چاپ مىباشد . بيشتر آثار وى در قالب چهار پاره است گرچه در غزل و مثنوى نيز طبع آزمايى نموده است . حبيب اللّه معلمى شغل حسابدارى در بازار و تجارتخانه‌هاى خصوصى را داشته است . - * - خيمه‌گاه عشق : در هر دلى كه نواى حسين است ، نينواست * هرجا به پا عزاى حسين است ، كربلاست هر خيمه‌اى كه خيزد از آن بانگِ يا حسين * گرد و غبار آن به همه دردها دواست بوى بهشت مىوزد از خيمه‌گاه عشق * خاكش به چشم اهل نظر همچو توتياست مردم به روى بال ملايك نشسته‌اند * بنگر ببين شرافت اين خيمه تا كجاست با چشم دل نگر به عزا خانه‌ى حسين * مهدى ، عزيز فاطمه خود صاحب عزاست * * * قربانگاه عشق : در مناى دوست جان دادن خوش است * غرق خون در سجده افتادن خوش است دادن سر بر سرِ پيمان عشق * خون‌چكان بر نيزه استادن خوش است با تن بىسر به قربانگاه عشق * سينه را بر خاك بنهادن خوش است با كمال شوق در يك نصف روز * جان هفتاد و دو تن دادن خوش است در بر تير بلاىِ عشقِ دوست * سينه را مردانه بگشادن خوش است نوجوان مه جبين را تشنه‌كام * جانب مقتل فرستادن خوش است شيرخواره كودكِ لب تشنه را * آب با تير بلا دادن خوش است بىعلم ، بىدست و آب از صدر زين * روى صورت با سر افتادن خوش است