مرضيه محمدزاده

1241

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

نقشى از دربار پر اجلال او عرش عظيم * كز شرافت حضرت روح الامين دربان اوست « درّه‌ى بيضا » « 1 » به چرخ چارمين تا روز حشر * ذرّه‌آسا در فضا پيوسته سرگردان اوست ماه گردون گشته از مهر جمالش مستنير * خسرو خاور مطيع و بنده‌ى فرمان اوست در كتاب آفرينش چون بود ديباچه‌اى * نام دلجوى حسين از لطف حق عنوان اوست شرح جانبازى او يكسر كتاب زندگى است * جان فدا كردن نخستين مطلع ديوان اوست هر كه در عالم دم از قانون آزادى زند * در حقيقت خوشه چين خرمن احسان اوست كشته شد امّا نشد تسليم نامردى و زور * چون سرافرازى و مردى ايده و ايمان اوست جان خود را كرد اگر ايثار در احياى دين * جان فدا كردن پى احياى دين پيمان اوست درس رادى و جوانمردى به عالم داد و رفت * كاخ حريّت به پا از درس جاويدان اوست تشنه لب جان داد چون در راه يزدان زين سبب * جان عالم تشنه‌ى لعل لب عطشان اوست بهر اين امّت سفينه‌ى نوح و مصباح الهدى است * قلزم الطاف يزدان ، بحر بىپايان اوست راحت و آسوده است از وحشت روز قيام * آن كه چون « سروى » به عالم دست بر دامان اوست « 2 »

--> ( 1 ) - درّة البيضاء : خورشيد است كه به اعتقاد قدما در آسمان چهارم مىباشد . ( 2 ) - اشك خون ؛ ص 235 .