مرضيه محمدزاده
1218
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
منزلگاه : بار بگشائيد اينجا كربلاست * آب و خاكش با دل و جان آشناست السلام ! اى سرزمين كربلا * السلام ! اى منزل نور خدا السلام ! اى وادى دلجوى عشق * ور چه خوش مىآيد اينجا بوى عشق السلام ! اى خيمهگاه خواهرم * قتلگاه جان گداز اكبرم كربلا ! گهوارهى اصغر تويى * مقتل عباس مه پيكر تويى آمدم ، آغوش خود را باز كن * بستر مهمان خود را ساز كن آمدم ، با شهپر جان آمدم * آتشم امّا چو طوفان آمدم « 1 » * * * هم عيش و سرور است ، هم اوتاد غم اينجا * هم خندهى شوق است و هم اشك ندم اينجا هم نعرهى جنگ است و هم آوازهى عشق است * آميخته تكبير و رجز دم به دم اينجا هم لشكر ايمان و هم افراد شياطين * هم دوزخيان جمع شده هم حرم اينجا ميزان خدايى و سراپردهى شاهى است * هم نالهى مظلوم و فغان از ستم اينجا رنگين شده اين باديه از خون شهيدان * از محنت و غم پشت فلك گشته خم اينجا قربانى عشق است كه افتاده بهر سو * اعضاى بدن ريخته در هر قدم اينجا صحراى بلا است ولى رشك حنان است * گلگوى كفنان ، لاله رخان ، نيست كم اينجا هم عرصهى جولان سواران بود اين دشت * و آرامگه كودك شش ماهه هم اينجا اين دشت بلا مجمع هر ضد و نقيض است * درياى وجود است و ديار عدم اينجا بارد به زمين دست و سر و ساعد و بازو * خيزد به هوا آه دل و گرد غم اينجا امواج فراتست و لب سوخته بسيار * مشكى و عمودى و دو دست و علم اينجا اوراق پراكندهى قرآن بود آيا * يا عترت پيغمبر خير الامم اينجا با حالت غم بر سر اجساد شهيدان * صف بسته ملكهاى سما پشت هم اينجا « 2 » * * * غرق گل شد كربلا ، چون رهگذار زينب است * يا كه خونين مقتل يار و تبار زينب است قامت موزون اكبر ، سرو ناز كربلاست * چشمهى اين باغ ، چشم اشكبار زينب است گلبن قاسم دهد بر اين گلستان خرّمى * يادگار مجتبى در روزگار زينب است لالهى عطشان اين گلشن ، على اصغر بُود * شاهد اين گفته ، قلب داغدار زينب است در كنار علقمه ، سروى مگر آتش گرفت * يا سرا پا غرقه در خون ، جان نثار زينب است ؟ اين گلستانى كه پا مال سُم اسبان شده * جسم و جان احمد و دار و ندار زينب است
--> ( 1 ) - گلهاى پرپر ؛ ص 33 . ( 2 ) - همان ؛ ص 42 و 43 .