مرضيه محمدزاده
1199
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
احمد كمال پور احمد كمال پور ، در سال 1297 ه . ش . در مشهد ديده به جهان گشود . تحصيلات خود را در مدرسهى نظميهى شهر خود گذراند . سيزده ساله بود كه پدر خود را از دست داد و سرپرستى او را دايىاش به عهده گرفت امّا خود نيز ناگزير بود درآمدى براى تحصيل و معيشت پيدا كند . در سال 1301 شاهنامه خوانى را وسيلهى كسب درآمد قرار داد ، بنابراين روزها به مدرسه رفت و شبها به شاهنامهخوانى پرداخت . كمال بىشك از استعداد و قريحهى شعر و شاعرى بهره داشت و شاهنامهخوانى زمينهى شاعرى او را آماده كرد و ذوق و توانايى شعر را در او بيدار و تقويت ساخت ، و در آن هنگام كه شاعرى را تجربه مىكرد به انجمنهاى ادبى راه يافت و در سلك شاعران درآمد و در شعر تخلّص « كمال » را برگزيد . وى از شاعران قصيدهسراى خوشنام خطهى خراسان است . محمود فرّخى در ارشاد و راهنمايى شعر او از عوامل مؤثر بود و سپس از استادان دكتر فيّاض ، دكتر رجايى و نويد بهرهها گرفت و به عنوان شاعرى توانا درآمد . كمال در سرودن انواع شعر تواناست . بخصوص در قصيدهسرايى مهارت و استادى دارد و اشعارش از انسجام و استحكام لفظ و لطف مضمون برخوردار مىباشد و در سال 1356 شمسى مجموعهى « آيينهى كمال » ، به كوشش محمد حسين ساكت در بزرگداشت او چاپ گرديده است « 1 » . - * - وداع : ز كويت اى برادر با دو چشم خون فشان رفتم * ز بار رنج و غم با قامتى همچون كمان رفتم تو گر از خون خود اين سرزمين را گلستان كردى * ولى من همچون بلبل با فغان زين گلستان رفتم اميدم بود روزى سوى يثرب با تو برگردم * به سوى شام آخر بىتو اى آرام جان رفتم بمان اى كاروان سالار فارغ دل درين منزل * كه من با كاروانى حسرت و آه و فغان رفتم تو ماندى با شهيدان در زمين كربلا و من * به سوى شام همراه زنان و كودكان رفتم تو كردى آشيان در اين چمن اى عندليب جان * من آخر بال و پر بشكسته از اين آشيان رفتم به سوى غربت از اين دشت با صد ناله و شيون * به همراه اسيران چون دراى كاروان « 2 » رفتم « 3 » * * * گل بىخار : اى شمع فروزان به شبستان كه بودى ؟ * ديشب به كجا رفتى و مهمان كه بودى ؟ از دورى روى تو من آرام ندارم * اى جان من آرام دل و جان كه بودى ؟ من ديده چو يعقوب به ره دوخته بودم * اى يوسف گم گشته ، به زندان كه بودى ؟
--> ( 1 ) - سخنوران نامى معاصر ؛ ج 5 ، ص 2945 . ( 2 ) - دراى كاروان : رنگ قافله . ( 3 ) - گلشن كمال ؛ ص 185 .