مرضيه محمدزاده
748
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
اديب صابر ترمذى شهاب الدّين شرف الادباء اديب صابر بن اسماعيل ترمذى ، شاعر مشهور ايرانى نيمه اول قرن ششم و از شعراى نامى عهد سلاجقهى بزرگ بود . كه اصل وى از ترمذ بود و شاعرى او هم در آن شهر شروع شد ، ولى بعدها در نواحى ديگر مانند مرو و بلخ و خوارزم روزگار گذرانيد و به مدّاحى سنجر اختصاص يافت . وقتى سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد او چندى در خوارزم بماند و اتسز را مدح گفت . اتسز توطئهاى براى قتل سنجر ترتيب داده بود و صابر از آن آگاه شد و به وسيلهاى سنجر را مطلع كرد و نقشهى اتسز باطل گرديد و اتسز دستور داد اديب صابر را در جيحون غرق كردند . مرگ وى به سال 546 ه ق بوده است . از ديوان او نسخى در دست است كه بالغ بر 647 بيت شعر دارد و در آن غزلها و تغزلهاى لطيف وجود دارد . « 1 » اشعارش به سادگى و روانى ممتاز است ، وى مذهب تشيع داشته و در اشعار خود به اين معنى اشاره كرده است . - * - فنا و آتش ازو خيزد و ز بيم فنا * سكندرش طلبيد و خضر رسيد به كام اگر ميانهى او راه خشك يافت كليم * ز بيم او پسرِ نوح كوه يافت مقام به كربلا چو دهان حسين ازو نچشيد * همى دهند زبانها يزيد را دشنام « 2 » * * * اگر به زير ركاب حسين او بودى * به دست فتح گرفتى عنان لشكر شام « 3 » * * * مشكن دل « 4 » ار چه عهد تو بشكست روزگار * كى داشت عهد نيك بر اهل زمين زَمَن از اختران مرادِ كه بودست مستمر * وز روزگار كار كه رفست بر سَنَن « 5 » بىرايضان « 6 » حكم و قضا رام كى شوند * اين مركبانِ روز و شب ما به هان و هن دانى كه بر على و حسن و حسين چه كرد * عهد بد زمانه چه در سِرّ و چه در عَلَن « 7 »
--> ( 1 ) - فرهنگ معين . ( 2 ) - ديوان اديب صابر ؛ ص 157 . ( 3 ) - همان ؛ ص 159 . ( 4 ) - مشكن دل : دلشكسته مباش . ( 5 ) - بر سنن : على سنن واحد - بر يك طريقه . ( 6 ) - رايض : رام كننده ستوران . ( 7 ) - ديوان اديب صابر ؛ ص 232 .