مرضيه محمدزاده
1182
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
سيد مهدى فاطمى سيد مهدى فاطمى ، فرزند سيّد محمد در سال 1291 ه . ش در شهر قم متولد شد . وى خواندن و نوشتن را در مكتب آموخت و به تحصيل علوم قديمه پرداخت . دورهى دبيرستان را در تهران به پايان رسانيد وى به سال 1319 شمسى به استخدام بانك كشاورزى درآمد و در سال 1350 بازنشسته شد . فاطمى كه در شعر « طوفان » تخلّص مىكند از سال 1312 به شعر و شاعرى پرداخت و چون از استعداد قريحهى ذاتى برخوردار بود ، در انجمن ادبى ايران شركت كرد و به تدريج شعرش پختگى يافت و مورد پسند ادب دوستان قرار گرفت و در شعر بيشتر به سرودن غزل پرداخت « 1 » . - * - درس آزادى به دنيا داد رفتار حسين * بذر همّت در جهان افشاند افكار حسين جان خود را در ره صدق و صفا از دست داد * زين سبب تا حشر با شد گرم بازار حسين با قيام خويش بر اهل جهان معلوم كرد * تابع اهل ستم گشتن بود عار حسين حق و باطل را به خون خويش كرد از هم جدا * آرى ، آرى تا ابد برجاست آثار حسين زندگى پيكار باشد در ره انديشهها * باشد اين گفتار شيرين و گهربار حسين گر ندارى دين به عالم لااقل آزاده باش * اين كلام نغز مىباشد ز گفتار حسين مرگ با عزّت ز عيش در مذلّت بهتر است * نغمهاى مىباشد از لعل دُرر بار حسين نى رياست ، نى دورنگى ، نى دغل در كار بود * بهر ترويج حقيقت بود ، پيكار حسين نى هوا خواهش مسلمانان به دوران اند و بس * بلكه هر آزاده مىباشد هوادار حسين جان و مال و ياورانش شد فداى حق ، ولى * رادمردان را بود سرمشق ، رفتار حسين داد درس يارى و جانبازى و مردانگى * بر همه اهل جهان عبّاس سردار حسين * * * اى عالمى سياه به تن در عزاى تو * اى جان پاك آدم خاكى فداى تو اى جنّ و انس ، مويهگر اندر مصيبتت * اى خاص و عام ، نوحهگر اندر ثناى تو اى قبلهى زمين و زمان ، نور مشرقين * اى توتياى چشم ملك خاك پاى تو در كربلا اگر چه جدا شد ز تن سرت * ثبت است بر جريدهى عالم بقاى تو خون على نگشته به محراب كوفه ، خشك * گلگون ، زمين كرب و بلا شد ز ناى تو ( توفان ) نداشت زاد سفر بهر آخرت * در وقت مرگ بهره برد از ولاى تو
--> ( 1 ) - سخنوران نامى معاصر ايران ؛ ج 1 ، ص 929 .