مرضيه محمدزاده
1171
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
صد عندليب در حَرَمت آشيان گرفت * هر چند سوخت خار و خسى آشيان تو چون آستان قرب خدا آشيان توست * ما راست آسمان دعا آستان تو هر چند خود امان ز بد ما نيافتى * ما را بس است از بد عالم امان تو روى دل « امير » مگردان ز سوى خويش * اى كعبهى دل همه كس در ضمان تو شايد كه سر كشد به فلك همچو بيت من * بيتى كه يابم از تو به قرب جنان تو لا ، بل كه بس به هر دو جهانم از آنچه هست * اشك روان به ماتم خون روان تو از تو قبول از من و از اشك چشم من وز من سلام بر تو و بر دودمان تو « 1 »
--> ( 1 ) - ديوان اميرى فيروز كوهى ؛ ص 500 - 508 .