مرضيه محمدزاده

741

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

خرد گر پيشواى عقل باشد * پس اين واماندگان را پيشوا كو سراسر جمله عالم پر يتيمست * يتيمى در عرب چون مصطفا كو سراسر جمله عالم پر ز شيرست * ولى شيرى چو حيدر باسخا كو سراسر جمله عالم پر زنانند * زنى چون فاطمه خير النسا كو سراسر جمله عالم پر شهيدست * شهيدى چون حسين كربلا كو سراسر جمله عالم پر امامست * امامى چون على موسى الرضا كو سراسر جمله عالم پر ز مردست * ولى مردى چو موسى با عصا كو سراسر جمله عالم پر حديثست * حديثى چون حديث مصطفا كو سراسر جمله عالم پر ز عشقست * ولى عشق حقيقى با خدا كو سراسر جمله عالم پر ز پيرست * ولى پيرى چو خضر با صفا كو سراسر جمله عالم پر ز حُسنست * ولى حُسنى چو يوسف دلربا كو سراسر جمله عالم پر ز دردست * ولى دردى چو ايوب و دوا كو سراسر جمله عالم پر ز تختست * ولى تخت سليمان و هوا كو سراسر جمله عالم پر ز مرغست * ولى مرغى چو بلبل با نوا كو سراسر جمله عالم پر ز پيكست * ولى پيكى چو عمر بادپا كو سراسر جمله عالم پر ز مركب * ولى مركب چو دلدل خوش روا كو سراسر كان گيتى پر ز مس شد * ز مس هم زر نيامد كيميا كو سنايى نام بتوان كرد خود را * و ليكن چون سنانيشان سنا كو « 1 » * * * صفت قتل حسين ( ع ) به اشاره يزيد : پسر مرتضى امير حسين * كه چنونى نبود در كونين اصل او در زمين علّيّين * فرع او اندر آسمان يقين اصل و فرعش همه وفا و عطا * عفو و خشمش همه سكون و رضا خُلق او همچو خُلق پاك پدر * خُلق او همچو خُلق پيغمبر مصطفى مرو را كشيده به دوش * مرتضى پروريده در آغوش بر رخش انس يافته زهرا * كرده بر جانش سال و ماه دعا به سر و روى و سينه در ديدار * راست مانند احمد مختار دُرّى از بحر مصطفى بوده * صدفش پشت مرتضى بوده عقل دربند عهد و پيمانش * بوده جبريل مهد جنبانش دشمنان قصد جان او كردند * تا دمار از تنش برآوردند

--> ( 1 ) - ديوان حكيم سنايى غزنوى ؛ ص 289 .