مرضيه محمدزاده

1117

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

بر باد رفت معجر ، از رخ نقاب افتاد * دلها كباب گرديد ، تن‌ها به تاب افتاد در قتلگاه شور يوم الحساب افتاد فريادها برآمد ز آل عباى اسلام * بين بر على بيمار ، آندم چه حال رخ داد * چون چشم او به نعش باب و برادر افتاد از سينه كرد ناله ، از دل كشيد فرياد * اطفال ، جمله از بيم ، چون صيد ديده صيّاد نمرود اين چنين ظلم هرگز نكرد و شدّاد آتش گرفت دلها از واىواى اسلام * رفت آنچه رفت ز آنها بر عترت پيمبر * شد آنچه شد به اسلام از ملحدين كافر اكنون شنو از اين نى بانگ و نواى ديگر * دربار كبريائى بازيچه نيست ، بنگر كن افتخار زين شاه بر كائنات يكسر كاين خون رساند بر چرخ فرّهماى اسلام * اين خون اگر نمىبود بر جسم ، جان نمىبود * اين خون اگر نمىبود ، روح روان نمىبود اين خون اگر نمىبود ، جسمى عيان نمىبود * اين خون اگر نمىبود ، كون و مكان نمىبود اين خون اگر نمىبود ، نام از جهان نمىبود زين خون بهشت و كوثر شد خونبهاى اسلام