مرضيه محمدزاده

1074

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

عزاى سالار دين ، دليل اهل يقين * سليل عقل نخست سلاله‌ى عالم است خزان گل‌زار دين ماه محرّم بود در او بهار عزا هماره خرّم بود 2 گوهر يكتاى عشق درّ يتيم حسن * خلعت زيباى عشق كرد به بر چون كفن غرّه‌ى غرّاى او بود چه يكپاره ماه * قامت رعناى او شاخ گل نسترن به يارى شاه عشق خسرو جمجاه عشق * فكند در راه عشق دست و سر و جان و تن به خون سر شد خضاب ، صورت چون آفتاب * معنى حسن المآب عيان به وجه حسن به باد بيداد رفت شاخ گل ارغوان * ز تيشه‌ى كين فتاد ز ريشه سرو چمن تا شده رنگين به خون جعد سمن‌ساى او * خورده بسى خون دل ناقه‌ى مشك ختن هماى اوج ازل به دام قوم دغل * به كام گرگ اجل يوسف گل پيرهن به دور او بانوان حلقه‌ى ماتم زدند * شاهد رخسار او شمع دل انجمن چه شمع در سوز و ساز لاله‌ى باغ حسن خداست داناى راز ز سوز داغ حسن 3 اى به محيط وفا نقطه‌ى ثابت قدم * نسخه‌ى صدق و صفا دفتر جود و كرم همّت والاى تو برده ز عنقا سبق * جز به تو زيبنده نيست قبّه‌ى قاف قدم سرو سهى ساى تو تا كه در آمد ز پاى * شاخه‌ى طوبى شكست پشت مرا كرد خم رايت منصور تو تا كه نگونسار شد * زد شرر آه من بر سر گردون عَلم صبح جمال تو شد تيره چه در خاك و خون * بار عيال مرا بست سوى شام غم قبله‌ى روى تو رفت به بارگاه قبول * ريخت ز نامحرمان حرمت اهل حرم دست تو كوتاه شد تا كه ز تيغ جفا * شد سوى خرگاه من بلند دست ستم اى كه گذشتى ز جان ز بهر لب تشنگان * خصم ببين در حرم روان چه سيل ارم پس از تو اى جان من جهان فانى مباد بىتو مرا يك نفس ز زندگانى مراد « 1 » * * * فى ليلة عاشوراء : امشب شب وصالست ، روز فراق فرداست * در پرده‌ى حجازى ، شور عراق فرداست امشب قران سعد است در اختران خرگاه * يا آنكه ليلة البدر ، روز محاق فرداست امشب ز لاله‌رويان ، فرخنده لاله‌زاريست * رخساره‌هاى چون شمع ، در احتراق فرداست

--> ( 1 ) - همان ؛ ص 74 ، 78 ، 83 .