مرضيه محمدزاده
1047
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
مدرّس اصفهانى ( بيد آبادى ) ميرزا يحيى مدرّس اصفهانى بيد آبادى فرزند اسماعيل به سال 1254 ه . ق . در كربلا متولد شد . مقدمات علمى را در بين النهرين ( عراق ) آموخت ، و در شانزده سالگى به اتفاق پدر به اصفهان رفت و به تكميل تحصيلات خود در علوم عقلى و نقلى و ادبى پرداخت و در بيشتر آنها مرتبهاى بلند يافت و سپس به تدريس اشتغال يافت ولى به سبب كنارهگيرى از مقام و اشتهار ، شخصيت علمى و ادبى او چنان كه بود ، شناخته نگرديد . ميرزا يحيى از نوابغ علم و ادب در قرن اخير و فيلسوفى بزرگ و دانشمندى سترگ بود . او در كليّهى علوم ادبيّه و فقه و اصول ، استاد و در انواع حكمت از اشراقى و مشّائى و رياضى يگانهى دوران و مخصوصا در علوم غريبه و فلكيّات متبحّر و متخصّص بود و اطلاعات نجومى خود را گاهگاهى به طور كنايه و استعاره در ضمن اشعار بيان مىكرد . او داراى اخلاق حميده و كمالات كمنظيرى بود و در كمال زهد و ورع در گوشهى انزوا به عبادت و رياضت به سر مىبرد و با خلوص نيّت و عقيدهى كامل بيشتر همّ خود را صرف سرودن اشعار در مدح و مصيبت پيامبر اكرم ( ص ) و ائمه اطهار عليهم السّلام مىنمود . ديوان اشعار مرحوم ميرزا يحيى شامل قصايدى در مدايح و مراثى است كه در سال 1365 هجرى در اصفهان به زيور طبع اراسته شده است . ديوان اشعارش در حدود بيست هزار بيت دارد . ميرزا يحيى در هشتم ذيقعدة الحرام سال 1346 ه . ق . برابر با 1310 ه . ش . در سن 95 سالگى درگذشت « 1 » . - * - 1 اى مبتلاى غم كه جهان مبتلاى توست * پير و جوان شكستهدل اندر عزاى توست هم قبلهگاه اهل سمك خاك درگهت * هم سجدهگاه خيل ملك كربلاى توست اى جان محترم ، كه ز جانهاى محترم * چون نى نوا ز واقعهى كربلاى توست اى بر لقاى دوست تو مشتاق و عالمى * مشتاق خاك كوى تو بهر لقاى توست اى بر لبِ هواى تو مفتون و كشورى * مفتون اشتياق تو اندر هواى توست گلگون قبا ز عكس شفق آسمان هنوز * از هجر روى اكبر گلگون قباى توست در خون تپيد مرغ دل مجتبى چو ديد * در خون تپيده قاسم نوكدخداى « 2 » توست گرديد اسير سلسلهى غم على چو ديد * زنجير كين به گردن زين العباى « 3 » توست روحى فداك اى تن اطهر ، كه از شرف * خون خدا تويى و خدا خونيهاى توست « جسمى وفاك » « 4 » اى سر انور كه بر سنان * آيات حق عيان ز لب حق نماى توست گاهى به دير راهب و گه بر سر درخت * گه بر فراز نيزه و گه خاك جاى توست
--> ( 1 ) - مجلهى ارمغان ؛ س 9 ، ص 457 - 461 و س 12 ، ص 97 . سخنوران نامى معاصر ايران ؛ ج 2 ، ص 230 و 231 . ( 2 ) - نوكدخداى : داماد . ( 3 ) - زين العباى : منظور حضرت زين العابدين امام سجاد ( ع ) است . ( 4 ) - جسمى وفاك : پيكرم سپر تو باد ، فداى تو گردم ، جانم فداى تو باد .