مرضيه محمدزاده

1044

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

آمد به حلق اصغر مظلوم شيرخوار * تير از كمان كينه كه دست قضا كشيد « 1 » * * * دارم از كينه‌ى سپهر برين * زخم‌ها بر دل و همه خونين بارم از ديده اشكهاى روان * كشم از سينه ناله‌هاى حزين همه جانها به حسرت و غم جفت * همه دلها به درد و غصّه قرين تا به دامان زده گريبان چاك * خلق در ماتم امام مبين از زمين است نوحه تا به سپهر * از سپهر است ناله تا به زمين بر همه اهل ارض در همه روز * اين ندا داده جبرئيل امين كل يوم كيوم عاشوراء كربلا كل عرصة الغبراء چون حسين على ، امام امم * در زمين بلا نهاد قدم دست افشاند بر جهان يكسر * دل به حق بست و رست از عالم پا نهاد از ولا به دشت بلا * سر نهاد از رضا به تيغ ستم آتش ظلم آن گروه شرير * زد به جان جهان شراره‌ى غم نوحه‌گر در عزاى او شب و روز * مَلَك و ديو و دد ، بنى آدم زين شهادت به هر زمان غوغاست * زين مصيبت به هر زمين ماتم كل يوم كيوم عاشوراء كربلا كل عرصة الغبراء مىكنم ياد از برادر او * آنكه بودى به جان برابر او رايت افراز ، حضرت عبّاس * كه همى بود يار و ياور او از پى آب رفت با لب خشك * تيرى آمد به ديده‌ى تر او تيغ كين آختند و افكندند * مشركين دستها ز پيكر او ناگه از تيشه‌ى ، ستم افتاد * بر زمين ، سرو ناز پرور او در غمش سال و ماه در همه جا * گفت كلثوم زار ، خواهر او كل يوم كيوم عاشوراء كربلا كل عرصة الغبراء « 2 »

--> ( 1 ) - ديوان فرصت شيرازى ؛ ص 445 . ( 2 ) - ميراث عشق ؛ ص 65 .