مرضيه محمدزاده

1041

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

سُها ملك الادباء و الشعراء ميرزا محى الدّين محمد سهاى اصفهانى شيرازى الاصل دومين فرزند هنرمند هماى شيرازى است كه در سال 1262 ه . ق . در اصفهان متولد شد و روز دوشنبه 23 صفر 1338 هجرى به مرض « باد سرخ » از دنيا رفت و در مقبره‌ى تخت فولاد به خاك سپرده شد . سها فنون ادب فارسى و عربى را نزد پدرش و ديگر اساتيد آن زمان تحصيل كرد و تمام شعب و فروع اين فنون را نيك آموخته بود در قواعد و رموز شعر و شاعرى ، فن تاريخ و انساب ، معرفة الكتب و تراجم رجال بخصوص شعر و ادب و عرفان تسلّط كافى داشت و شعراى اصفهان در برابر وى خاضع بودند و نكات فنّى را از او مىآموختند و او را « شعر مجسّم » مىگفتند . در تراجم احوال شعراى فارس اعم از قديم و معاصر به منزله‌ى تذكره‌اى ناطق بود . سها در شاعرى طبعا غزلسرا بود و در ديگر انواع شعر به تفنّن طبع آزمايى مىكرد و در شيوه‌ى غزل‌گويى با رعايت طرز عراقى جديد پيرو مكتب سعدى و حافظ بود . يكى از خصوصيات شعر « سها » اين است كه در رعايت مناسبات لفظى شامل صنعت مراعات نظير و تضاد و تجنيس و توريه و ابهام تناسب و امثال آن كه مجموع را در عرف شعرا « اسباب » مىگويند تقيّد و اهتمام فوق العاده داشت ، چندان كه هيچ شعرى را بدون جمع اسباب نمىگذاشت . در انجمن شعراى اصفهان از انجمن ابو الفقراء تا انجمن شيدا جزو اعضاى ثابت هميشگى محسوب مىشد . حكمران اصفهان پس از وفات برادرش عنقا به او لقب ملك الشعرائى داد امّا او از اين امر كراهت داشت و راضى نبود كه لقب برادر بزرگتر را به وى دهند و به همين سبب او را « ملك الادباء » ناميدند . « 1 » - * - مدح امام حسين ( ع ) : رسيد عيد همايون سيّد الشهداء * به سوم مه شعبان ز مهر بار خدا امام سوم ، سبط دوم وجود نخست * كه هست خسرو ايجاد و شاه هر دو سرا شفيع روز جزا قبله‌گاه جنّ و بشر * امام ملك و ملك دادخواه شاه و گدا چو آفتاب عيان شد به سوم شعبان * ز آسمان ولايت به ساحت غبرا دُر ثمين رسول و گل رياض بتول * كه از وجودش موجود گشت ارض و سما شب ولادت آن آفتاب چرخ شرف * زمين منوّر از شوق گشت سر تا پا يگانه گوهر و تابنده اخترى سر زد * ز درج حيدر و ز برج زهره‌ى زهرا مهى كه دامن زهرا است خانه‌ى شرفش * شهى كه قابله‌اش آمد از جنان لعيا چو شخص احمد شخص وى است بىمانند * چو ذات يكتا ذات وى است بىهمتا رسول نيست و ليكن بود رسول صفات * خداى نيست و ليكن بود خداى نما لقاى حضرت بارى كه هيچ ديده نديد * پديد گشت چو خورشيد زان خجسته لقا

--> ( 1 ) - حديقة الشعرا ؛ ج 1 ، ص 810 . برگزيده ديوان سه شاعر اصفهان . زندگانى سها با تلخيص ؛ ص 85 - 110 .