مرضيه محمدزاده

1039

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

ذوقى ميرزا ابو القاسم ذوقى ، در سال 1273 ه . ق . در اصفهان تولد يافت . وى برادر مهتر مرحوم غمگين اصفهانى و برادرزاده‌ى محمد ابراهيم ساغر ، شاعر شهير قرن سيزدهم هجرى است كه در خاندان ادب و كمال پرورش يافت . ذوقى علاوه بر شاعرى از حسن خط بهره‌مند بود . او در برخى از مجامع ادبى اصفهان و شيراز شركت مىجست . ذوقى از طريق تجارت و چندى نيز از راه منشيگرى زندگى كرد و تا پايان عمر مجرد زيست و اواخر زندگى به انزوا و گوشه‌گيرى پرداخت و در دوازدهم محرم الحرام 1336 قمرى به مرض استسقاء درگذشت . در ايران اشعارش مشتمل بر پنج هزار بيت است كه پس از فوتش به همت و سرمايه‌ى برادرش « غمگين » به چاپ رسيد « 1 » . - * - اين حسين كيست كه حق دلبر جانانه‌ى اوست * بحر عصمت صدف ، اين گوهر يكدانه‌ى اوست اين همان شمع شبستان ولايت ، كه ز عشق * شمع ايوان فلك ، سوخته پروانه‌ى اوست گاه چون آيه‌ى رحمت ، شرف دوش نبى است * گاه چون مُهر نبوت به سر شانه‌ى اوست اين همان شاه كه با خيل ملك ، روح الامين * به گدايى همه شب بر در كاشانه‌ى اوست آن كه در بزم صفا نرد وفا باخت ، چنانك * عقل كل ، مات رخ بازى شاهانه‌ى اوست اين همان رند قدح نوش كه تا چرخ نهم * از ازل تا به ابد ناله‌ى مستانه‌ى اوست مىگسارىست ، كه هردرد غم و زهر الم * داشت ساقى ازل جمله به پيمانه اوست اين همان باده‌پرست است و همان باده‌فروش * كآب شمشير ، مى و ماريه ميخانه‌ى اوست آنكه افسانه‌ى خوبان شده در عرصه‌ى حسن * گوش آفاق پر از قصّه و افسانه‌ى اوست چون خدا نيست مكانيش ، و ليكن گويند * عرصه‌ى كرب و بلا خانه‌ى ويرانه‌ى اوست اين جوابىست بر آن مرثيه‌كش گفت « وصال » * « اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه‌ى اوست »

--> ( 1 ) - سخنوران نامى معاصر ؛ ج 2 ، ص 1407 .