مرضيه محمدزاده
990
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
دست و پايت رفت چون در سلسله * كرد بايد در تعيّن حوصله سلسله سرّ تعيّنهاى تست * كان ز امر حق به دست و پاى تست زين تعيّنها نگردى خُلق تنگ * گردنت را گشت چون او پالهنگ گر شوى دلگير زان قيد و اثر * عالم امكان شود زير و زبر با تعيّنها بساز و دم مزن * دم از آنچه پيشت آيد هم مزن تنگ گردد شير را گر حوصله * درّد و اندازد از خود سلسله سلسلهى تو گر ز دست و پا فتد * چرخ از گردش جهان ز اجزا فتد سلسله پس لازم ذات تو است * وين تعيّنها ز اثبات تو است سلسله چبود ترا بر دست و پا * فرق بعد از جمع در عين بقا سلسله چبود ترا نسبت به ذات * آن تعيّنهاى اسماء و صفات گرچه اين دم از تعيّن برترى * ساعتى ديگر تعيّن پرورى رو به خيمه اى ولّى ذو المنم * تا نبينى زير تيغ دشمنم ورنهى آسوده از احوال من * بين به ميدان قدرت و اجلال من « 1 » * * * تفويض امامت به امام سجّاد ( ع ) : شد طبيب دردمندان يار عشق * بر سر بالين آن بيمار عشق كاى طبيب دردهاى بىدوا * حال تو چونست برگو ماجرا نك ز جا برخيز نبود وقت خواب * حق سلامت مىرساند گو جواب اى على آوردهام از حق پيام * بر تو من بعد از تحيّات و سلام كاى عليل من تبارك بر تو باد * خلعت شاهى مبارك بر تو باد مالك الملكى و سلطان وجود * مظهر من مظهر غيب و شهود گردنت بود اى به قدرت شير من * از ازل زيبندهى زنجير من جز تو جانى را نبود اين حوصله * پس مبارك بر تو باد اين سلسله چون پيام دوست بشنيد آن عليل * از زبان حق بدون جبرئيل برگشود او ديدهى حق بين خويش * ديد حق را بر سر بالين خويش احمدى برگشته از معراج قرب * مر على را هشته بر سر تاج قرب خود پيام آورده خلاق جليل * خود پيمبر بر على خود جبرئيل آن پيمبر از على بر خاص و عام * وين ز خود بهر على دارد پيام شد عليل حق بلند از جايگاه * بوسه باران كرد خاك پاى شاه گفت كاى درد و غمت درمان من * اى فداى درد عشقت جان من
--> ( 1 ) - همان ؛ ص 209 - 211 .