مرضيه محمدزاده

978

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

آن كودكان نورس ناكام خردسال * بر جاى زنده مانده ز دوران پر فِتَن آن رنجه جان به جامعه ، چو شمس در كسوف * و آنان به تاب نايبه « 1 » چون موى در شكن سرگشتگان چو صيد حوادث به صد هراس * پر بستگان چو عقد جواهر به يك رسن * دردا كه بعد واقعه‌ى كربلا هنوز * از كين پراست سينه‌ى اهل جفا هنوز خون دو عالم از همه ريزند در قصاص * اين قتل را وفا نكند خون‌بها هنوز خود گر نبود جان جهان آن جهان جان * بهر چه از ميان نرود اين عزا هنوز بر قصه‌هاى كهنه و نو قرنها گذشت * هر روز تازه‌تر بود اين ماجرا هنوز گرم اسيرى حرمش خصم و او زدى * چون مرغ سربريده به خون دست و پا هنوز * در شرح اين ستم كه نگفتم يك از هزار * چون نامه روسياهم و چون خامه اشكبار در سوگ اين ستم زده فرزند ، مام دهر * هرشام گيسوان كند از مويه تارتار يك نم به چشم دجله و شط آب شرم نيست * خشكيدى ار نه ز آتش خجلت سراب‌وار آمد خزان بهار جوانان هاشمى * يا رب دگر مباد خزان را ز پى بهار « 2 »

--> ( 1 ) - نايبه : مصيبت ، حادثه‌ى ناگوار . ( 2 ) - برگرفته از مجموعه مراثى صفايى جندقى .