مرضيه محمدزاده
972
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
ميرزا احمد صفايى جندقى ميرزا احمد جندقى دومين فرزند يغماى جندقى در سال 1235 ه . ق . متولد شد . پدرش يغما ، وى را به نام و تخلّص ملّا احمد نراقى كه تخلّص « صفايى » داشت ناميد . وى جندق را به دور از جنجال مأمن و مسكن خود انتخاب كرد . اغلب اشعار صفايى داراى روح مذهبى و در مراثى اهل بيت عليهم السّلام است . مجموعهاى از مراثى وى كه در حدود 128 بند مىباشد و به اقتفاى محتشم كاشانى سروده در سال 1315 هجرى در تهران چاپ شده است . تركيببند مراثى او از بهترين نوع شعر مراثى مىباشد . صفايى در ساختن « ماده تاريخ » نيز مهارت داشت . او در سال 1314 ه ق . در قريهى جندق وفات يافت . « 1 » - * - بيمار كربلا به تن از تب ، توان نداشت * تاب تن از كجا ؟ كه توان بر فغان نداشت گر تشنگى ز پا نفكندش غريب نيست * آب آنقدر كه دست بشويد ز جان نداشت در كربلا كشيد بلايى كه پيش وهم * عرش عظيم طاقت نيمى از آن نداشت ز آمد شدِ غم اسرا در سراى دل * جايى براى حسرت آن كشتگان نداشت در دشت فتنهخيز كه زان سروران ، تنى * جز زير تيغ و سايهى خنجر امان نداشت اين صيد هم كه ماند نه از باب رحم بود * ديگر سپهر ، تير جفا در كمان نداشت يا كور شد جهان كه نشانى ازو نديد * يا كاست او چنان كه ز هستى نشان نداشت از دوستانش آن همه يارى يقين نبود * وز دشمنان هم اين همه خوارى گمان نداشت از بهر دوستان وطن غير داغ و درد * مىرفت سوى يثرب و هيچ ارمغان نداشت تا شام هم ز كوفه در آن آفتاب گرم * جز سايهى سر شهدا سايبان نداشت از يك شرار آه ، چرا چرخ را نسوخت * در سينه آتش غم خود گر نهان نداشت ؟ وز يك قطار اشك چرا خاك را نشست گر آستين به ديدهى گوهرفشان نداشت ؟ « 2 » * * * تركيببند : اى از ازل به ماتم تو در بسيط خاك * گيسوى شام باز و گريبان صبح چاك ذات قديم بهر عزادارى تو بس * هستى ، پس از حيات تو يكسر سزد هلاك خود نام آسمان و زمين و آنچه اندرو * از نامهى وجود همه باك ار كنند پاك ؟ تا جسم چاكچاك تو عريان به روى دشت * جان جهانيان همه زيبند به زير خاك
--> ( 1 ) - ديوان صفايى جندقى ؛ مقدمه با تلخيص . ( 2 ) - برگرفته از مجموعه مراثى صفايى جندقى كه به سال 1315 ه . ش به وسيلهى اسداله محبون جندقى چاپ شده است .