مرضيه محمدزاده

959

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

ثار اللّهى كه سرِّ انا الحق نشان دهد * دنيا نگر كه در دل خونش مكان دهد وان سركه سرّ نقطه‌ى طغراى بسمله است * كورانه جانش بر سر ميمِ سِنان دهد عيسى دمى كه جسم جهان را حيات ازوست * اللّه چه‌سان رواست كه لب تشنه جان دهد ؟ چرخ دنى نگر كه پى قتل يك تنى * هرچه آيدش به دست ، به تير و كمان دهد نَفْس اللّهى كه هر نفس او را به كوى وصل * هاتف نداى « ارْجِعِي » از لامكان دهد اى چرخ سفله باش كه بهر لقاى دوست * تاج و نگين به دشمن دين رايگان دهد آن طائرى كه ذروه‌ى لاهوت جاى اوست * كسى دل بر آشيانه‌ى اين خاكدان دهد مقتول عشق ، فارغ از اين تيره گلخن است كان شاهباز را به دل شه نشيمن است 22 دانى چه روز دختر زهرا اسير شد * روزى كه طرح بيعت « مِنّا امير » « 1 » شد واحسرتا ، كه ماهى بحر محيط غيب * نمرود كفر را هدف نوك تير شد باد اجل بساط سليمان فرو نَوَشت « 2 » * ديو شرير وارث تاج و سرير شد مولود شيرخواره‌ى حجر بتول را * پيكان تير حرمله پستان شير شد از دور خويش سير نشد تا نُه چرخ پير * از خون حنجرِ شهِ لب تشنه سير شد در حيرتم كه شير خدا چون به خاك خفت * آن دم كه آهوان حرم دستگير شد ؟ ! زنجير كين و گردن سجّاد ، اى عجب ! * روباه چرخ بين كه چه‌سان شيرگير شد تغييرى اى سپهر ، كه بس واژگونه‌اى شور قيامت از حركاتت نمونه‌اى 23 اى در غم تو ارض و سما خون گريسته * ماهى در آب و وحش به هامون گريسته وى روز و شب به ياد لبت چشم روزگار * نيل و فرات و دجله و جيحون گريسته از تابش سرت به سنان ، چشم آفتاب * اشك شفق به دامن گردون گريسته در آسمان ز دود خيام عفاف تو * چشم مسيح اشك جگرگون گريسته با درد اشتياق تو در وادى جنون * ليلى بهانه كرده و مجنون گريسته تنها نه چشم دوست به حال تو اشكبار * خنجر به دست قاتل تو خون گريسته آدم پى عزاى تو از روضه‌ى بهشت * خرگاه درد و غم زده بيرون ، گريسته گر از ازل ترا سر اين داستان نبود اندر جهان ز آدم و حوّا نشان نبود

--> ( 1 ) - اشاره به مذاكرات سقيفه و غصب خلافت و كلام انصار به مهاجرين كه : منّا امير و منكم امير . ( 2 ) - نوشت : در هم نورديد ، در هم پيچيد .