مرضيه محمدزاده
957
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
محمل شكسته ، نالهى حُدى « 1 » ، ساربان سَنان * ره بىكران و بندگران ، ناقه بىجهيز خرگاه ، دودِ آه و نقابم ، غبارِ راه * چتر ، آستين و معجرِ سر ، دست خاكبيز گاهم ز طعن نيزه به زانو سرِ حجاب * گاهم ز تازيانه به سر ، دست احتريز « 2 » يك كارزار دشمن و من يك تنِ غريب * تو خفته خوش به بستر و اين دشت ، فتنهخيز گفتم دوصد حديث و ندادى مرا جواب معذورى اى ز تير جفا خسته ، خوش بخواب » 16 اى چرخ سفله ، تيرِ ترا صيد كم نبود * گيرم عزيز فاطمه صيد حرم نبود حلقى كه بوسهگاه نبى بود روز و شب * جاى سنان و خنجر اهلِ ستم نبود انگشت او به خيره بريدى پى نگين * ديوى سزاى سلطنت ملك جم نبود كى هيچ سفله بست به مهمان خوانده آب ؟ * گيرم ترا سجّيهى اهل كرم نبود داغ غمى كزو جگر كوه آب شد * بيمار تحمّل آن داغ غم نبود پاى سرير زادهى هند و سر حسين ؟ ! * در كيش كفر ، سفله چنين محترم نبود اى زادهى زياد كه دين از تو شد به باد * آن خيمههاى سوخته ، بيت الصنم نبود « 3 » آتش به پردهى حرم كبريا زدى دستت بريده باد ، نشان بر خطا زدى 17 زين غم كه آه اهل زمين ز آسمان گذشت * با عترت رسول ندانم چهسان گذشت نمرود ، ناوكى كه سوى آسمان گشاد * در سينهى سليل خليل از نشان گذشت در حيرتم كه آب چرا خون نشد چو نيل * زان تشنهاى كه بر لب آب روان گذشت آورد خنجر آبِ زلالش ولى دريغ * كاب از گلو نرفته فرو ، از جهان گذشت شد آسمان ز كرده پشيمان در اين عمل * ليك آن زمان كه تير خطا از كمان گذشت اللّه ، چه شعله بود كه انگيخت آسمان * كز وى كبوتران حرم ز آشيان گذشت در موقعى كه عرض صواب و خطا كنند * كارى نكرده چرخ كه از وى توان گذشت خاموش « نيّرا » كه زبان سوخت خامه را * خون شد مداد و قصّه ز شرح و بيان گذشت فيروز بخت من نهد از سرْ خط قبول بر دفتر چكامهى من بضعهى رسول 18 چون تير عشق جا به كمان بلا كند * اول نشست بر دل اهل ولا كند
--> ( 1 ) - حدى : حدى ، حداء ، سرود و آواز ساربانان هنگام راندن شتر . ( 2 ) - احتريز : كلمه « احتراز » كه اماله شده است . ( 3 ) - بيت الصنم : بتكده ، بتخانه .