مرضيه محمدزاده
954
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
پيك پيام دوست به در حلقه مىزند * اى جانِ بر لب آمده ، لختى به در شتاب چون تير كين عنان قرارش ز كف ربود * كرد از سمند باديه پيما تهى ركاب آمد ندا ز پردهى غيبش به گوش جان * كاى داده آب نخل بلا را ز خون ناب مقصود ما ز خلق جهان جلوهى تو بود * بعد از تو خاك بر سر اين عالم خراب گر سفلگان به بستر خون داد جاى تو خوش باش و غم مخور ، كه منم خونبهاى تو 8 تيرى كه بر دل شه گلگون قبا رسيد * اندر نجف به مرقد شير خدا رسيد چون در نجف ز سينهى شير خدا گذشت * اندر مدينه بر جگر مصطفى رسيد زان پس كه پردهى جگر مصطفى دريد * داند خدا كه چون شد از آن پس ، كجا رسيد هر ناوك بلا كه فلك در كمان نهاد * پر بست و بر هدف ، همه در كربلا رسيد يكباره از فلاخن آن دشت كينه خاست * آن سنگهاى طعنه كه بر انبيا رسيد با خيل عاشقان چو در آن دشت پا نهاد * قربانى خليل به كوه منى رسيد آراست گلشنى ز جوانان گل عذار * آبش نداده ، باد خزان از قفا رسيد از تشنگى ز پا چو در آمد ، به سر دويد * چون بر وفاى عهد الستش ندا رسيد از پشت زين ، قدم چو به روى زمين نهاد افتاد و سر به سجدهى جان آفرين نهاد 9 گفت اى حبيب دادگر ، اى كردگار من * امروز بود در همه عمر انتظار من اين خنجر كشيده و اين حنجر حسين * سر كو نه بهر توست نيايد به كار من گو تارهاى طرهى اكبر به باد رو * تا باد توست مونس شبهاى تار من گو بر سر عروس شهادت نثار شو * درّى كه بود پرورشش در كنار من خضر ار ز جوى شير چشيد آب زندگى * خون است آب زندگىِ جويبار من عيسى اگر ز دار بلا زنده برد جان * اين نقد جان به دست سر نيزهدار من در گلشن جنان به خليل اى صبا بگو * بگذر به كربلا و ببين لالهزار من در خاك و خون به جاى ذبيح مناى خويش * بين نوجوان سروقد و گل عذار من پس دختر عقيلهى ناموس كردگار نالان ز خيمه تاخت به ميدان كارزار 10 كاى رايت هدى ، تو چرا سرنگون شدى ؟ * در موج خون چگونه فتادى و چون شدى ؟ اى دست حق كه علت ايجاد عالمى * علت چه شد كه در كف دو نان زبون شدى ؟