مرضيه محمدزاده
943
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
بسطامى نوروز على فرزند محمّد باقر واعظ معروف به فاضل بسطامى ، تاريخنگار و عالم شيعى ايرانى كه به سال 1237 ه . ق . متولد شد . او در مشهد مجاور آستان قدس رضوى نزد استادانى درس خواند . بسطامى با اينكه فقيه اصولى بود در فقه و اصول چندان شهرتى نيافت اما در حديث از استادان روزگار خويش بود ، و در تاريخ نيز تتبع فراوان مىكرد . منابع ، وى را به داشتن فضل بسيار ، پرهيزكارى و خوش خويى ستودهاند . پس از مرگ پيكرش را در گورستان قتلگاه پشت سرِ امين الدّين طبرسى به خاك سپردند . آثارش عبارتند از : « امواج البكاء » به فارسى ، دربارهى دفعات گريههاى امام حسين ( ع ) در كربلا و علتهاى آن كه در 15 مجلس مرتب گرديده است . « البداء » ، « التحفة الحسينيه » دربارهى وقايع كربلا ، و اسرار شهادت امام حسين ( ع ) و يارانش . بسطامى در محرم 1271 قمرى گزيدهاى از اين اثر را فراهم كرد و آن را « الوجيزه » ناميد . « سفينة النجاة » در شرح منظومهى سيّد مهدى بحر العلوم و . . . وى به سال 1309 ه . ق . درگذشت « 1 » . - * - تنى گشت فرسوده از نوك تير * كه دوش نبى بود او را سرير خدنگ خطا ، سينهاى را دريد * كه زان سينه شد نور سينا پديد به آن سينه چون تير دمساز شد * سر تير با عرش همراز شد ز تير ستم ، سينهاى شد فكار * كه بُد مخزن سرّ پروردگار كشيدى چو تير از تن خويش ، شاه * پر از خون شدى پيكر مهر و ماه ز بس زخم كارى ، تنش شد ز كار * نبى را دل از درد شد سوگوار * * * جوانى كه در اين كسا داشت جاى * كه بُد پنجمين حجّت آن كساى چو تنها در آن دشت بىيار ماند * بر آن قوم ، آيات تطهير خواند كه ماييم ز اهل كساى رسول * نموده است اين آيه بر ما نزول منم پنجمين حجّت آن كسا * به بالاى من شد امامت رسا منم پنجمين فردِ آن پنج تن * كه كردند در آن كسا انجمن * * * شنيدم كه در وقت ذبح عظيم * ز غيرت ، بُدش چشم حق بين دو نيم يكى جانب خيمهى با شكوه * يكى سوىِ آمد شدِ آن گروه * * *
--> ( 1 ) - اعيان الشيعه ؛ ج 3 ، ص 567 - 569 .