مرضيه محمدزاده
932
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
شد شورشى كه محفل عشرت سراى خلد * برچيده گشت و بزم غمى تازه چيده شد يعقوب را ز گريه دگر ديده گشت تار * پيراهن صبورى يوسف دريده شد از پشت زين به خاك چو خورشيد دين نشست برخاست شورشى كه فلك بر زمين نشست از شش جهت بلند شد آهى كه دود آن * بر طاق منظر فلك هفتمين نشست افلاك را سرشك مصيبت ز سر گذشت * ايّام را غبار الم بر جبين نشست آن بىحيا كه سينهى او جاى كينه بود * بر سينهى شريف امام مبين نشست خونى به خاك ريخت كه در چرخ چارمين * در خون ديده ، عيسىِ گردون نشين نشست برخاست طرفه گردى از اين تيره خاكدان * بر روى ساكنان بهشت برين نشست گلهاى لاله رنگ ز دامان ، به ديده ريخت اين خار غم چو در دل روح الامين نشست « 1 »
--> ( 1 ) - تذكرهء ثمر ؛ ص 86 و 94 .