مرضيه محمدزاده
720
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
شاعران ديگرى نيز در اين عصر و در اين زمينه طبع آزمايى كردهاند اما شاعر ، عالم و نويسندهى برجستهى عصر صفوى ، شيخ بهايى كه به فارسى و عربى شعر سروده اشعارى نيز در رثاى امام حسين ( ع ) دارد . در اين دوره است كه تعدادى از شاعران شيعه مذهب ايرانى ، در هند مىزيستند و يا به آنجا مهاجرت كرده بودند بويژه نامورترين آنها صائب تبريزى كه خود از استادان سبك هندى نيز به شمار مىرود ، مراثى سوزناكى سروده است : مظهر انوار ربانى حسين بن عليست * آن كه خاك آستانش دردمندان را شفاست و ديگر ثابت اللّه آبادى است كه شيعهاى معتقد بوده و دربارهى عزادارى ماه محرم مثنوى بلندى سروده است و در آن از جريان شهادت شهيدان كربلا به استادى سخن رانده است . روند مذهبى سرايى تا حضور نادر شاه در صحنهى سياسى ايران ادامه داشت با حضور نادر شاه در صحنهى قدرت و توجه او به مذهب تسنن ، شعر مذهبى مجددا رو به افول نهاد اما با شروع حكومت زنديه ، رشد كمّى شعر مذهبى از سر گرفته شد و تقريبا از زمان مشروطه به بعد پايگاهى قوى در نزد مردم يافت و با پيروزى انقلاب اسلامى به جريانى قوى در صحنهى ادبيات معاصر مبدل شد . از دوران سقوط صفويه تا عصر حاضر از آن رو كه مذهب غالب ايرانيان شيعه بوده است اديبان و شاعران ايرانى عمدتا شيعه مذهب بودهاند و در آثار مذهبى كه از آنان به جاى مانده نام امام حسين ( ع ) چون ستارهاى مىدرخشد . شعر و ادب فارسى چه از لحاظ لفظ و چه از لحاظ معنى در اواخر عهد صفويان دچار انحطاط و تنزلى شديد شد ، توجه و تعمق شاعران در اختراع مضامين دقيق و مبهم از حد گذشت و شعر كه عامل بيان احساسات و عواطف درونى بود ، صورت لغز و معمّا را به خود گرفت تا آنجا كه صاحبان ذوق سليم و طبع لطيف به مخالفت با سبك هندى برخاستند و تجديد و احياى سبك استادان قديم را وجههى همت خود ساختند و پايهگذار سبكى شدند كه در ادبيات فارسى به سبك بازگشت ادبى معروف گشت . شاعران قرن سيزدهم ( دوران بازگشت ادبى ) نيز همگى در مرثيهسرايى طبع آزمايى كردند شاعرانى چون : نشاط اصفهانى ، وصال شيرازى ، قاآنى و يغماى جندقى را مىتوان نام برد . قاآنى مرثيهاى از نوع بسيار عالى در رثاى حسين ( ع ) سروده است كه با اين مطلع آغاز مىشود : بارد ، چه ؟ خون ! ز ؟ ديده ، چسان ؟ روز و شب . چرا ؟ * از غم ، كدام غم ، غم سلطان كربلا از يغماى جندقى ( م . 1276 ه ) شاعر برجسته ديگر اين عصر مراثى متعددى بر جاى مانده است . او مبتكر سبكى در اين مقوله به نام نوحهى سينهزنى است و خود وى نخستين گويندهاى است كه در اين زمينه قطعات زيادى سروده است « 1 » زان مصيبت نه همين از خاكيان ماتم به پاست ، كى رواست ؟ سرنگون گردى فلك چار اركان ، شش جهت تا نُه فلك ماتم سراست ، كى رواست ؟ سرنگون گردى فلك پس از وى فرزندان نامورش : اسماعيل هنر ( م 1288 ه ) ، احمد صفايى ( م 1314 ه . ق ) و ابراهيم دستان ( م 1310 ه . ق ) راه پدر را در مرثيهسرايى و نوحهگويى ادامه دادند و اشعار تازهاى در اين زمينه از خود باقى گذاشتند . از جمله نكاتى كه بايد با تأمل به آن نگريست مقوله عرفان و شعر عرفانى يا نگاه به واقعهى كربلا از دريچهى عرفان است : عشق اصلىترين موضوع عرفان است و عاشق كسى است كه جز معشوق نمىبيند و جز وصل او نمىخواهد و همهى سوز و گداز و راز
--> ( 1 ) - تاريخ ادبيات ايران ، ص 270 .