مرضيه محمدزاده
718
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
عاشورايى ، از غنىترين ذخيرههاى فكرى و احساسى شيعه است . از سوى ديگر حماسهى كربلا در زبان شعرى شاعران تأثير نهاده و ادبيات آن را پربار ساخته است . رابطهاى متقابل ميان شعر فارسى و عاشورا وجود دارد و هر دو به ماندگارى و جلوهى يكديگر كمك كردهاند . برخى شاعران نيز ماندگارى خود را مديون سرودن شعر دربارهى اهل بيت و عاشورا و مظلوميت ابا عبد اللّه مىدانند كه گاهى با يك شعر ، شهره و جاويد شدهاند . در اواخر قرن چهارم كه فاطميان بر مصر دست يافتند و حكومتى مقتدر را پى افكندند وصيت و شهرت آنان به ديگر كشورهاى اسلامى رسيد و در شرق ايران طرفدارانى پيدا كردند ، شاعران فارسىگوى آن سامان به مدح اهل بيت زبان گشودند كه نمونهى برجستهى آنان ناصر خسرو است . ليكن باز هم در سراسر قرن پنجم و ششم ، شمار اشعارى كه در مدح آل پيامبر به فارسى سروده شد ، فراوان نيست . شگفت اينكه در قرن پنجم شيعيان در بغداد و مركز خلافت عباسى انجمنها تشكيل مىدادند و بر مصيبت اهل بيت مىگريستند اما در شرق ايران يعنى دور افتادهترين نقطه به مركز خلافت ، ناصر خسرو بايد از بيم جان از بيغولهاى به بيغولهى ديگر پناه ببرد . ناصر خسرو تنها مذهب شيعه را بر حق مىداند و همه را به آن فرا مىخواند و از امامان شيعه به بزرگى و جلالت ياد مىكند و تأثر خود را از فاجعهى كربلا اينگونه نشان مىدهد : دفتر پيش آر و بخوان حال آنك * شهره از او شد به جهان كربلاش تشنه شد و كشته و نگرفت دست * حرمت و فضل و شرف مصطفاش در ادبيات فارسى شعلههاى تابناك مرثيههاى مذهبى را در قرون ششم تا هشتم شاهديم . تظاهرات عادى پيروان مذهب تشيع در ايام سوگوارى و سرودن و خواندن اشعار در مرثيهى امامان معصوم ( ع ) و شهيد كربلا رواج كامل يافت به طورى كه قديمىترين مرثيه را در سوگ شهداى كربلا در قرن ششم قوامى رازى با اين مطلع سروده است : روز دهم ز ماه محرم به كربلا * ظلمى صريح رفت بر اولاد مصطفى « 1 » سيف الدين فرغانى در امتداد همان شمشير ذلّت ناپذير به بار نشسته مىخواند : اى قوم در اين عزا بگرييد * بر كشتهى كربلا بگرييد در گريه سخن نكو نيايد * من مىگويم ، شما بگرييد كه از مضمون اين ابيات برمىآيد كه در آن زمان ، وعاظ بر منابر سخن رانده و ديگران گريه مىكردند . پس از فرغانى ديگر شاعران شيعى به عرصه آمدند و شورى در نهاد سخنوران شيعى افكنده شد كه هنوز هم مىتوان آن سوداى سر به عشق زده را حس نمود . از كلام هركس كه از ستم مىخروشد ، نداى حسين ( ع ) مىجوشد و از اين ميان شعرا ، اين گلبانگ را رساتر خروشيدهاند و از ايشان هركس فرياد خويش را از تولاى حسين و حماسهى سوگ سرخ او بيشتر سيراب ساخته ، سرسبزتر برآمده است . قرن نهم دورهى شكفتگى شعر مذهبى فارسى و على الخصوص اشعار عاشورايى است ، در اين دوره شعر فارسى از جهت كميت و تا حدى از نظر كيفيت ترقى كرد . سرايندگان متعددى در اين عصر پيدا شدند . شاهزادگان تيمورى هم خود مروج شعر و هنر و مشوق شاعران بودند . در اين دوره براى ترويج تشيع موقعيت خوبى فراهم شد و شيعيان هم از فرصت استفاده نمودند و براى ترويج عقايد خود در سراسر ايران پراكنده شدند و ديگر مانند سابق در مراكز و شهرهاى خاصى باقى نماندند . بخشى از آثار اين
--> ( 1 ) - ديوان قوامى رازى ؛ ص 17 .