مرضيه محمدزاده

884

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

بشنيده تا حكايت صحراى كربلا * گم گشته پيك وهم به صحراى حيرت است زين گردش غريب ، كه بود از جهان عجب * مهر سپهر ، باديه پيماى حيرت است زين باده‌اى كه ساقى دوران به جام ريخت * آفاق ، مست ساغر صهباى حيرت است زين ماجرا ز روز نخستين به بزم قدس * عقل نخست ، انجمن‌آراى حيرت است اين داستان به دفتر دوران چو شد رقم * توقيع آن ، مُوَشّح طغراى حيرت است « 1 » در تعزيت‌سراى جهان اندرين عزا * نُه گنبد سپهر پر آواى حيرت است هر ذره‌اى كه ظاهر از اشراق آفتاب * « اشراق » وار ، رهرو بيداى « 2 » حيرت است « اشراق » از اين خروش به گيتى خموش باش با قدسيان به بزم فلك هم خروش باش « 3 »

--> ( 1 ) - توقيع : فرمان و دستخط و طغراى پادشاه . توشيح : نوشته‌اى را با مهر و امضاى خود زينت دادن . موشح : توشيح كننده . طغراء : طغراى ، چند خط منحنى و تودرتو كه در قديم بالاى نامه‌ها و فرمان‌ها مىنگاشتند . ( 2 ) - بيدا : بيداء : بيابان . ( 3 ) - ديوان اشراق آصفى ؛ ص 236 و 246 .