مرضيه محمدزاده
847
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
اين ماه منخسف « 1 » كه بر او ز اشك اهل بيت * گويى گسست عِقد ثريّا « 2 » حسين تست اين لالهگون عمامه كه در خلد بهر او * معجر « 3 » كبود ساخته زهرا ، حسين تست اندك چو كرد دل تهى از شكوه با رسول ( ص ) گيسو گشود و ديد سوى مرقد بتول 9 كاى بانوى بهشت بيا حال ما ببين * ما را به صد هزار بلا ، مبتلا ببين در انتظار وعدهى محشر چه ماندهاى ؟ * بگذر به ما و شور قيامت به پا ببين بنگر به حال زار جوانان هاشمى * مردانشان شهيد و زنان در عزا ببين آن گلبنى كه از دم روح الامين شكفت * خشك از سموم « 4 » باديهى كربلا ببين آن سينهاى كه مخزن علم رسول بود * از شست « 5 » كين نشانهى تير بلا ببين آن گردنى كه داشت حمايل « 6 » ز دست تو * چون بسملش بريدهى تيغ از قفا ببين با اين جفا نيند « 7 » پشيمان ، وفا نگر * با اين خطا زنند دم از دين ، حيا ببين لختى چو داد شرح غم دل مادرش آورد رو به پيكر پاك برادرش 10 كاى جان پاك بىتو مرا جان به تن دريغ * از تيغ ظلم كشته تو و زنده من ، دريغ عريان چراست اين تن بىسر مگر بود * بر كشتگان آل پيمبر كفن دريغ شير خدا به خواب خوش و كرده گرگ چرخ * رنگين به خون يوسف من پيرهن دريغ خشك از سموم حادثه گلزار اهل بيت * خرم ز سبزه دامن ربع « 8 » و دمن « 9 » دريغ آل نبى غريب و به دست ستم اسير * آل زياد كامروا در وطن دريغ كرد آفتاب يثرب و بطحا غروب و تافت * شِعرى « 10 » ز شام باز و سهيل « 11 » از يمن دريغ غلطان ز تيغ ظلم ، سليمان به خاك و خون * در خون او حنا به كف اهرمن دريغ
--> ( 1 ) - منخسف : ماه گرفته ، پوشيده شده . ( 2 ) - عقد ثريا : پروين ، به سبب شباهت آن به گردنبند . ( 3 ) - معجر : پارچهاى كه زنان بر سر افكنند . روسرى ، چادر . ( 4 ) - سموم : باد گرم مهلك ، باد زهرآلود ، سمايم جمع آن است . ( 5 ) - شست : كمند . ( 6 ) - حمايل : بندهاى شمشير . ( 7 ) - نيند : نيستند . ( 8 ) - ربع : سرا ، خانه ، منزل ، جمع آن ارباع و رباع . ( 9 ) - دمن : آثار خانه و حيات مردم در زمين . مفرد آن دمنه است . ربع و دمن : سراى ، خانه و منزل و دامنه . ( 10 ) - شعرى : نام دو ستاره كه يكى را شعراى شامى و ديگرى را شعراى يمانى گويند ، دو خواهر . شعراى شامى ستارهايست درخشان در صورت كلب مقدم و شعراى يمانى ستارهايست در يكى از صورتهاى فلكى به نام كلب اكبر . شعرى العبور و آن يكى از درخشانترين ستارگان نيمكرهى شمالى است . اخيرا اين ستاره به واسطهى وجود ستارهى كوچكى به نام پوپ مورد توجه بسيار شده است . ( 11 ) - سهيل : ستارهايست كه در آخر فصل گرما طلوع مىكند و ميوهها در آن وقت مىرسند و چون در يمن كاملا مشهود است ، آن را سهيل يمانى خوانند .