مرضيه محمدزاده
839
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
رنگ و رخ چو ماه ، ز جورِ كه برشكست * شهد سخن بر آن لب شيرين جواب كو ؟ زان گل كه كرد پر همه عالم ز رنگ و بو * غير از گلاب اشك به عالم گلاب كو ؟ زين العباد را كه به زنجير مىكشند * جدّ بزرگوار كجا رفت و باب كو ؟ پا در ركاب رخش برآورد بهر رزم * سلطان ما كجا شد و ما را ركاب كو ؟ ظلمى كه كرد خصم بر اولاد مصطفى * گيرم تمام شرح توان كرد ، تاب كو ؟ كارى كز آن بتر نتواند شدن ، چو كرد گو بعد از اين فلك پى كار دگر مگرد 4 رخسارهاى كه بود به خوبى مه تمام * پوشيده كرد معركهاش در ته غمام موئى كه شانه مىزدش از پنجه مصطفى * صد حلقه حلقهاش به ته خاك همچو دام سروى كه رست از چمن مصطفى ، فتاد * در جويبار خون و فرو ماند از خرام برخاك سوده شمر ز روى جفا ببين * رويى كه بود بوسهگه مرتضى مدام از پا فكند قامت نخلى كه در چمن * پرورده بود فاطمهاش با صد احترام در خون كشيدهاند و جهان همچنان به جا * آن را كه ساكنان فلك بنده و غلام شهباز عرش بين كه به عزم ديار قدس * در خون كشيده بال و پر خويش چون حمام زان دم كه هشته بود بناى ستم فلك * هرگز نكرده بود جفايى چنين تمام نسبت نمىتوان به قضا داد اين ستم * گويا گسسته بود فلك از قضا زمام اين ظلم ديگر است كه گردون نگون نشد عالم تمام غرقهى درياى خون نشد 5 در كربلا زدند چون آل نبى قدم * صد شعله زد ز سينهى كرّوبيان علَم آن ظلم شد بپاى كه لرزيد آفتاب * از باد آه سرد درين نيلگون خِيَم آزاده سرو باغ دو عالم ز پا فتاد * تاريك گشت هر دو جهان از غبار غم شد جمع و شور نوحه به هفت آسمان فكند * هر فتنهاى كه بود جهان را ز بيش و كم از آل مصطفى دم آبى دريغ داشت * اى دل ز چرخ سفله مجو شيوهى كرم نم در جگر نهشت ز بس تشنگى ولى * از خونشان رساند در آن دشت نم به نم چون مهتر حرم تپد از تيغشان به خون * با اين سگان دگر چه كند آهوى حرم بر نيزهاش به معركهى كربلا نگر * آن سر كه خورده بود به آن مصطفى قسم ور سينه تاب صبر از اين ماجرا نداشت * دل خون شد و ز ديده برون رفت لا جرم با اين قضيه خون دل ما چه مىكند گريد اگر دو ديده دو دريا چه مىكند