مرضيه محمدزاده

825

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

صائب تبريزى ميرزا محمد على بن ميرزا عبد الرّحيم تبريزى معروف به « صائب » و « صائبا » از اعقاب شمس الدين محمد شيرين مغربى تبريزى ( م 808 هجرى ) است كه در سال 1016 ه ق . متولد شد . پدرش از تاجران تبريزى اصفهان بود و از جمله اشخاصى است كه به امر شاه عباس اول از تبريز كوچ كرده و در عراق متوطن شد . پسرش محمد على در شهر اصفهان متولد شد و در آنجا نشو و نما يافت . و بعد از تحصيلات و كسب فنون شاعرى از حكيم ركناى كاشانى و حكيم شفايى ، مورد علاقه‌ى شاه عباس قرار گرفت . پس از چندى در عهد سلطنت شهاب الدّين شاه جهان در سال 1036 هجرى به هندوستان رفت و مدّتى در كابل در نزد ظفر خان نايب الحكومة آنجا زيست سپس به همراه وى به دكن در هند رفت . صائب در آنجا به حضور پادشاه معرفى و به لقب « مستعد خان » و منصب « هزاره » سرافراز گرديد . در سال 1042 هجرى ظفر خان متخلص به « احسن » به حكومت كشمير منصوب شد و صائب هم با وى رفت و به واسطه‌ى مدايح و قصايد او را زنده‌ى جاويد ساخت . ظفر خان نيز در بعضى از مقاطع غزلهاى خود از صائب اسم برده است . در همان سال پدر صائب به هند آمد و او را به اصفهان باز گرداند . صائب از آن پس تا پايان عمر در اصفهان بود و نزد سلاطين صفوى احترام داشت و لقب « ملك الشعرايى » را از شاه عباس دوم دريافت كرد . صائب به سال 1081 هجرى وفات يافت . صائب در اصناف سخن دست داشت . در قصايد و مثنوى چيره نيست ولى در غزل از استادان مسلم شمرده مىشود . سخن او استوار و مقرون به موازين فصاحت و در عين حال پر معنى و پر از مضمون‌هاى دقيق و فكرهاى باريك و خيالهاى لطيف است و او مخصوصا در تمثيل يد بيضا مىنمايد و كمتر غزل اوست كه يا متضمن مثل سائرى نباشد و يا بعضى ابيات آنها حكم امثال سائر را نداشته باشد . اين است كه شيوه‌ى خاص صائب را تمثيل دانسته‌اند و مىتوان از اين حيث او را با عنصرى در ميان قصيده‌سرايان قديم مقايسه كرد . اختصاص ديگر صائب به ايراد نكته‌هاى دقيق اخلاقى و عرفانى در اشعار خويش است و اين كار به غزلهاى او شكوه و جلوه‌اى خاص مىبخشد . صائب دواوين متعدّدى دارد مجموعه‌ى آثار نظم او قريب به يكصد و بيست هزار بيت است و بيشتر به غزل پرداخته است . قصيده و مثنوى نيز دارد . همچنين نثرهاى بليغ و خطبه‌هاى ديوانى نيز انشا كرده و ديوانى هم به تركى دارد . كليات وى عبارت است از يك سفينه‌ى مملو از مواعظ و آداب كه جملگى پر از حكمت و امثال است و اكثر ابياتش ضرب المثل شده است . صائب از استادان سبك هندى است « 1 » - * - مظهر انوار ربّانى ، حسين بن عليست * آن كه خاك آستانش دردمندان را شفاست ابر رحمت ، سايبان قبّه‌ى پر نور او * روضه‌اش را از پر و بال ملايك بورياست دست خالى برنمىگردد دعا از روضه‌اش * سايلان را آستانش كعبه‌ى حاجت رواست با لب خشك از جهان تا رفت آن سلطان دين * آب را خاك مذلّت در دهان زين ماجراست زين مصيبت مىكند خون گريه چرخ سنگدل * اين شفق نبود كه صبح و شام ، ظاهر برسماست در ره دين هر كه جان خويش را سازد فدا * در گلوى تشنه‌ى او آب تيغ ، آب بقاست

--> ( 1 ) - لغت نامه دهخدا ، 2 - گنجينه نياكان ، ص 635 .