مرضيه محمدزاده
798
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
نيست سبحه اين كه بردستست ما را بلكه هست * دانهى چندى ز درّ بىبهاى كربلا يا شهيد كربلا ، از من عنايت كم مكن * چون تو شاه كربلايى من گداى كربلا در دلم درديست استيلاى بيم معصيت * شربتى مىخواهم از دار الشفاى كربلا روزگارى شد كه مأواى فضولى كربلاست * نيست او را ميل مأوايى وراى كربلا هست اميدم كه هرگز برنگردد تا ابد * روى ما از كعبهى حاجت رواى كربلا هم چو سعى مروه لطف حق نبخشد اجرها * سعى ما را در زمين پرصفاى كربلا « 1 » * * * روى دلم باز سوى كربلاست * رغبت بيمار به دار الشفاست گرد ره باديهى كربلا * مخبر مظلومى آل عباست زين سبب از ديدهى اهل نظر * اشك فشانندهتر از توتياست ذكر لب تشنهى شاه شهيد * شهد شفاى دل بيمار ماست آن كه بهر خستهى بىدست و پا * نيّت طوف در او هم دواست آن كه پس از واقعهى كربلا * آرزوى نصرت او هم غزاست اشرف اولاد بنى فاطمه * سيّد آل على المرتضاست پردهى آرايش درگاه او * پردهكش چهرهى جرم و خطاست كنگرهى قصر معّلاى او * ارّهى نخل بُن خصم دغاست آن كه به درگاه حسين على * روى نهاده به اميد جزاست نيّتش اينست كه كردم طواف * روضه جزاى عمل من سزاست مىشود البته خجل گر كسى * پرسد ازو روضهى ديگر كجاست در همه طاعت غرض آدمى * مرتبهى دولت قرب خداست هركه طواف در آن شاه كرد * چون به يقين مدرك اين مدّعاست دغدغه دارم كه در آن نيست راى * دغدغهى طاعت ديگر چراست اى به رضاى تو قضا و قدر * وى همه كار تو به تقدير راست بود دلت را به شهادت رضا * نصرت دشمن اثر آن رضاست ورنه كجا دشمن بد كيش را * تاب مصاف خلف مصطفاست ؟ خصم ز تدبير ظهور فساد * گرچه ثبات خود و نفى خداست معجزت اين بس كه كنون بىاثر * آن شده محجوب حجاب فناست داخل آثار علامات تست * تا به ابد آنچه به دست بقاست در همهى مذهب حق مجملا * قاتل تو قابل لعن خداست تجربه كرديم بسى در جهان * هيچ دلى نيست كه دور از بلاست
--> ( 1 ) - همان ؛ ص 204 و 205 .