مرضيه محمدزاده
85
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
1 - إلى أهل بيت ما لمن كان مؤمنا * من الناس عنهم فى الولاية مذهب 2 - و كم من شقيق لامنى فى هواهم * و عاذلة هبّت بليل تؤنّب 3 - فقلت : دعينى لن احبّر مدحة * لغيرهم ما حجّ للّه أركب 4 - أتنهيننى عن حبّ آل محمد ؟ ! * و حبّهم ممّا به أتقرّب 5 - و حبّهم مثل الصّلاة و إنّه * على الناس من بعد الصّلاة لأوجب « 1 » 1 - به خاندانى دل بستهام كه مؤمنين از مردم را در ولايت از آنان گريز نيست . 2 - بسا برادرى كه مرا در عشق اين خاندان ، ملامت كرده است و مادر نكوهش گرم ، نيز هر شب به سرزنشم مىنشيند . 3 - گفتم : مرا رها كنيد تا آنگاه كه حاجيان راهى خانهى خدايند ، سخن را به ستايش ديگرى جز اين خاندان نمىآرايم . 4 - مرا از مهر خاندان محمد ( ص ) باز مىداريد ؟ حال آنكه محبّت آنان وسيلهى تقرّب من است . 5 - دوستى آنها چون نماز است و به راستىكه اين دوستى پس از نماز ، از همهچيز واجبتر است . * * * 1 - أمرر على جدث الحسين * و قل لأعظمه الزكيّه 2 - يا أعظما لازلت من * و طفاء « 2 » ساكبة رويه 3 - ما لذّ عيش بعد * رضّك « 3 » بالجياد الاعوجيه « 4 » 4 - قبر تضمن طيّبا * آباؤه خير البريه 5 - آباؤه أهل الريا * سة و الخلافة و الوصيه 1 - بر قبر ابا عبد اللّه الحسين ( ع ) بگذر و به استخوانهاى پاك او بگو : 2 - اى استخوانهايى كه هنوز تر و تازه و شاداب هستيد ، پيوسته باران رحمت بر شما روان و ريزان باد ! 3 - بعد از اينكه اسبهاى اصيل ، شما ( استخوانها ) را از هم پاشيدند و له كردند ، ديگر زندگى لذّتى ندارد . 4 - قبرى كه بدن طيّب و پاكى را دربر دارد كه پدران او نيز بسيار نيكوكار بودند . 5 - اجداد او همگى صاحب رياست و خلافت و وصايت بودند . 6 - و الخير و الشيم المهذبة * المطيّبة الرضيه 7 - فإذا مررت بقبره * فأطل به وقف المطيّه 8 - وابك المطهر للمطهّر * و المطهرة الزكيّه 9 - كبكاء معولة غدت * يوما بواحدها المنيه 10 - و العن صدى عمر بن سعد * و الملمّع بالنقيه 11 - شمر بن جوشن الذى * طاحت به نفس شقيه 6 - نيكوكار مهذب و پاكيزه و مورد رضايت بودند .
--> ( 1 ) - الغدير ؛ ج 2 ، ص 233 . ( 2 ) - طفاء : ابر پيوسته ريزان . ( 3 ) - رضك : كوبيده و خرد شدن . ( 4 ) - جياد الاعوجيه : نوعى از اسبان كه در پاى آنها كجى و انحراف وجود دارد .