مرضيه محمدزاده

79

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

1 - و من أكبر الأحداث كانت مصيبة * علينا قتيل الأدعياء المللحبّ 2 - قتيل يحنب الطف من آل هاشم * فيالك لحما ليس عنه مذبب 3 - و منعفر الخدين من آل هاشم * ألا حبّذا ذاك الجبين المترّب « 1 » 1 - و از بزرگترين حوادث مصيبتى بود كه وارد شد و آن پاره‌پاره شدن بدن شهدا به دست دشمنان بود . 2 - از بنى هاشم شهيدى در كربلا كشته شد كه مدافع و حمايتگرى نداشت . 3 - گونه‌هاى او به خاك غلتيده شد و به دست دشمن از پاى درآمد در حالىكه پيشانى او نيز خاك‌آلود بود . ( رمزى از بريده شدن سر امام حسين ( ع ) از قفا ) * * * چند بيت از قصيده لاميه هاشميات : 1 - فلم أر موتورين أهل بصيرة * و حقّ لهم أيد صحاح و أرجل 2 - يصيب به الرّامون عن قوس غيرهم * فيا آخرا أسدى له الغىّ أول 3 - كأنّ حسينا و البهاليل حوله * لأسيافهم ما يختلى المتقبّل 4 - و غاب نبي اللّه عنهم و فقده * على الناس رزء ما هنالك مجلل 5 - فلم أر مخذولا أجلّ مصيبة * و أوجب منه نصرة حين يخذل « 2 » 6 - فياربّ هل الّا بك النصر يبتغى * و يا ربّ هل الّا عليك المعوّل « 3 » 1 - هان آيا هيچ كوردلى ، نگران انديشه‌ى خويش هست ؟ و هيچ روى از حق تافته‌اى پس از تبهكارى به سوى حق باز مىگردد . 2 - تيراندازان ، با كمان ديگرى ( يزيد ) به سوى او ( امام حسين ( ع ) ) تير مىاندازند . واى بر آن آخرى كه زمينه تبهكارى را اولى براى او فراهم آورد . 3 - براى شمشيرهاى دشمن « حسين » و شيفتگان كوى او ، به سبزه‌هاى درو شده‌ى دروگر مىماندند . 4 - پيغمبر از ميان آنان رفت و فقدان او ، مصيبت دردناك و بزرگى براى مردم بود . 5 - و من تنها مانده‌اى را كه سزاوارتر از او ( حسين ) به يارى در هنگام تنهايى باشد ، نمىشناسم . 6 - پروردگارا ! آيا از جز تو مىتوان يارى خواست ؟ و تكيه‌گاهى غير از تو مىتوان داشت ؟ بخشى ديگر از هاشميات كه كميت براى فرزدق خواند و فرزدق از او خواست تا اشعارش را منتشر كند و گفت : « به خدا قسم كه تو از همه‌ى گذشتگان و بازماندگان شاعرترى . » * * * قصيده‌ى بائيه هاشميات : 1 - طربت و ماشوقا إلى البيض أطرب * و لا لعبا منّي و ذو الشيب يلعب ؟ ! 2 - و لم يلهنى دار و لا رسم منزل * و لم يتطرّ بنى بنان مخضّب

--> ( 1 ) - همان ؛ ص 181 . ( 2 ) - همان ؛ ص 181 و 182 . ( 3 ) - الغدير ؛ ج 2 ، ص 195 .