مرضيه محمدزاده

177

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

12 - جملگى شربت شهادت نوشيدند ، جامى كه از پيش مهيّا بود . 13 - حسين برايشان بتاخت و شمشيرهاى پهن به سويش شتافت . 14 - اى خشم خداى ! مباد كه به ناله و فريادشان رحم آورى . 15 - بالاخره تنها و تشنه از ميان دشمن برگشت ، و همچنان‌كه تشنه و تنها رفته بود . 16 - و لم يزل يرتقى إلى أن * دعاه داعى اللقا فصاحا 17 - دونكم مهجتى فأنّى * دعيت أن أرتقى الضراحا 18 - فكلكلوا فوقه فهذا * يقطع رأسا و ذا جناحا 19 - يا بأبى أنفسا ظماء * ماتت و لم تشرب المباحا 20 - يا بأبي أوجها صباحا * باكرها حتفها صباحا 16 - پيوسته ، مرغ جانش به سوى جانان پر مىكشيد ، تا پيك حق در رسيد ، گفت : 17 - بيائيد . بيائيد ! اين جرعه خون دلم را بريزيد كه مرا سوى عالم بالا خواندند . 18 - هجوم بردند بر سرش : آن يك سرش بريد و آن ديگر بازويش . 19 - پدرم قربان آن تشنه كامان كه خشكيده لب سوى جنان پر كشيدند . 20 - پدرم فداى آن چهره‌هاى تابناك كه سپيده‌دم سر در قدم جانان نهادند . 21 - يا بأبى أجسما تعرّت * ثمّ اكتست بالدماء وشاحا 22 - يا سادتى يا بنى علىّ * بكى الهدى فقدكم و تاحا 23 - أو حشتم الحجر و المساعى * آنستم القفر و البطاحا 24 - أو حشتم الذّكر و المثانى * و السّور الطوال الفصاحا 25 - لا سامح اللّه من قلاكم * و زاد أشياعكم سماحا « 1 » 21 - پدرم فداى آن تن‌هاى عريان كه از خون ، جامه گلگون ساختند . 22 - اى سروران من ! اى زادگان على ! دين خدا در ماتم شما شيون و زارى آغاز كرد . 23 - كعبه و حجر و هم صفا و مروه از وحشت فقدان شما به خود لرزان و ريگزار دشتها با در آغوش گرفتن پيكر شريفتان روح‌افزاست . 24 - با فقدان شما اركان دين ويران گشت ، قرآن و مثانى با سوره‌هاى فرقانى . 25 - خداى بر آنها رحمت نياورد كه شما را دشمن گرفتند و بر آنان‌كه پيرو شمايند رحمت فراوان باد . * * * مدح اهل بيت ( ع ) : 1 - ألست ترى جبريل و هو مقرّب * له فى العلى من راحة القصد موقف ؟ ! 2 - يقول لهم أهل العبا : أنا منكم ؟ ! * فمن مثل اهل البيت إن كنت تنصف ؟ ! 3 - نعم آل طاها خير من وطئ الحصى * و أكرم أبصار على الأرض تطرف

--> ( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 2 ، ص 47 و 48 . الغدير ؛ ج 4 ، ص 137 و 138 .