محمد بن عبد الله بن عمر
مقدمه 90
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
ملتزم بوده است واخبار را در قالب اصلى خود وبه وجهي كه شنيده يا فرا گرفته بود ادا مىكرده است ، بدون آن كه فواصل زماني ومكاني تأثيرى در نقل آنها گذارده باشد ؛ چنان كه مثلا مىبينيم خبري را كه در آغاز سفر خويش از مدينه به جزيره در آنجا نقل كرده ، پس از گذشت سالها ، عينا در رى تكرار نموده است . با آن كه طبري با دو واسطه وابن هشام با يك واسطه ويونس ومحمد بن سلمه بدون واسطه از ابن إسحاق نقل خبر كردهاند ، به استثناى موارد جزئي كه آن هم شايد ناشى از ناقلان بعدى باشد ، در اخبارى كه مشتركا از ايشان به جاى مانده اختلافى مشاهده نمىشود . از مقايسهء متن عربى سيره با تاريخ طبري چنين برمىآيد كه در بعضي از موارد ، روايات مندرج در متن عربى سيره داراى إضافات وتوضيحات بيشترى است كه در تاريخ طبري وجود ندارد ، وبالعكس در تاريخ طبري نيز اخبار وگاهى هم اشعارى آمده كه در متن عربى سيره نيست . اگر به محتواى إضافات هر يك از اين دو منبع نظر اندازيم مىبينيم كه آنچه در متن عربى سيره آمده مشتمل بر توضيحات در اخبار وشأن نزول وتفسير آيات قرآن كريم وسلسلهء نسب افراد وقبايل معجزات واشعار است ؛ وحال آن كه إضافات تاريخ طبري بيشتر داراى جنبهء تاريخي است ويا آن كه روايت ديگرى است از روايت اصلى كه در متن عربى سيره وجود دارد ويا توضيحي است براي همان روايت اصلى . با آن كه راويان محمد بن إسحاق در نقل اخبار امانت را رعايت كردهاند ، در تاريخ طبري ومتن عربى سيره موارد اختلافى در اسناد خبر وجود دارد : چنان كه بعث عمرو بن اميّهء ضمرى در تاريخ طبري ( 1 ، ص 1437 - 1441 ) ، از قول ابن إسحاق ودر متن عربى سيره ( ج 4 ، ص 282 - 284 ) ، از قول ابن هشام آمده وتصريح شده است كه ابن إسحاق آن را نياورده ؛ همچنين ، در مورد اعزام رسولان به ملوك أطراف ( طبري 1 ، ص 1560 ، سطر 1 - 6 و 18 تا ص 1561 ، سطر 10 وص 1568 ، سطر 12 - 14 ؛ متن عربى سيره ، ج 4 ، ص 254 و 255 ) ، همين اختلاف ديده مىشود . اينك اگر به اين موضوع كه محمد بن إسحاق اخبار را چگونه نقل مىكرده نظر افكنيم ، اين سؤال پيش مىآيد كه آيا وى در نقل اخبار تنها متكى به حافظهء خود بوده يا آن كه أوراق ونوشتههايى به همراه داشته وبا مراجعه به آنها نقل خبر مىكرده است ؟ در تنها منبعى كه به اين موضوع اشاره شده عبارتى است كه يونس بن بكير در صدر روايت خود آورده است وقبلا هم به آن اشاره شد « 1 » ، از اين قرار :
--> ( 1 ) . مقدمهء كتاب حاضر ، ص 34 ح 3 .