محمد بن عبد الله بن عمر
مقدمه 39
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
متضاد روبهرو بوده : يكى طريقهء علماى مدينه وديگرى طريقهء قصّاص وداستانسرايان كه دين وداستان را به هم آميخته ، مردم را با گفتههاى هيجانانگيز خود ، سرگرم وايشان را به متابعت از شريعت وأصول تقوا راهنمايى كردند . پس از ذكر اين مقدمات ، اينك اگر به ظاهر كتاب سيرهء ابن هشام نظر اندازيم ، مىبينيم كه اين كتاب چنان كه در دورههاى بعد متداول ومرسوم شده است ، بر حسب أبواب وحكايات مرتب نشده وفقط شامل قسمتهايى است كه به وسيلهء عنوان مندرج در سرلوحهء هر قسمت ، كه معرف موضوع آن قسمت است ، از ساير قسمتها تفكيك ومجزا شده است . هر يك از اين قسمتها شامل چند فقره وهر فقره با عبارت : قال ابن إسحاق ، يا قال ابن هشام آغاز مىشود . آنچه با نام ابن إسحاق شروع مىشود به أصل سيره وموضوع آن قسمت مربوط است . ولى فقراتى كه با نام ابن هشام شروع مىشود مربوط است به تكميل وتصحيح وتوضيح سلسلهء نسب اشخاص وقبايل ، يا تفسير اشعارى كه در ضمن مطالب آمده ، يا معرفى سرايندگان آنها ، وتوضيحات لغوى وصرفى ونحوى ، ويا أحيانا نقل روايات ديگرى دربارهء آنچه ابن إسحاق روايت كرده است ، ويا تكميل وتصحيح گفتههاى ابن إسحاق . مثلا در ص 6 ، ج 1 ، سيره چنين آمده : قال ابن إسحاق : وكان عمر إسماعيل فيما يذكرون مائة سنة وثلاثين سنة ، ثمّ مات . . . فدفن في الحجر مع امّه هاجر . قال ابن هشام : تقول العرب : هاجر وآجر ، فيبدّلون الألف من الهاء . . . وهاجر من أهل مصر . قال ابن هشام : حدّثنا عبد اللّه بن وهب . . . انّ رسول اللّه صلعم . قال : اللّه اللّه في أهل الذّمّة فانّ لهم نسبا وصهرا . از مقايسهء عنوانهاى موجود در سيرهء ابن هشام ونسخهء روايت يونس بن بكير وعنوانهايى كه به ندرت در تاريخ طبري ديده مىشود ، واز تشابه ونزديكى آنها با يكديگر ، مىتوان حدس زد كه بعضي از عنوانهاى مزبور احتمالا از طرف شخص ابن إسحاق املا شده است « 1 » .
--> ( 1 ) . كتاب سيرهء ابن هشام را به اجزاى بيستگانه تقسيم كرده بودند ، كه تاريخ ومنشاى آن نامعلوم است ، مثلا نسخهء أساس طبع ووستنفلد داراى بيست جزء بوده كه ده جزء آن در مجلد أول وده جزء ديگر در مجلد دوم به چاپ رسيده است . دربارهء اين اجزاء - ص 55 - 57 ( اعداد رومى ) مقدمهء ووستنفلد . سيرهء فارسي يا سيرت رسول اللّه صلعم نيز -