محمد بن عبد الله بن عمر

185

خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )

ديگران باشد ؟ به خداى كه نزديك رسيد قصور قياصره وكنوز اكاسره جمله از آن امّت من باشد ، واز مشرق تا به مغرب همه خطّهء ملك اسلام خواهد بود . وچون اين سخن‌ها از سيد ، عليه السلام ، بشنفتم ، برخاستم ومسلمان شدم . وسيد ، عليه السلام ، مرا ، اعزاز * واكرام بسيار كرد ورياست قوم طىء بر من مقرّر داشت « 1 » . حكايت هشتم - اسلام فروة بن مسيك المرادي فروة بن مسيك المرادي از جملهء نديمان ومقرّبان ملكان أطراف بود ، [ و ] وى را خلعت فرستادندى . ناگاه هوس اسلام أو را بازديد آمد « 2 » ، وبه خدمت سيد ، عليه السلام ، آمد ومسلمان شد . وسيد ، عليه السلام ، اعزاز وى كرد وأميري قوم خود وقبيلهء زبيد وقبيلهء مذحج به وى داد . وبعد از فروة بن مسيك ، عمرو بن معدى كرب بيامد ومسلمان شد ؛ وچون سيد ، عليه السلام ، وفات يافت مرتدّ گشت ، به سبب آن كه عمرو مهتر قبيلهء زبيد [ پيش از فروه ] بود وفروة كمتر از وى بود ، وتصور داشت كه چون مسلمان شود ، مهترى قبيلهء زبيد با وى دهد ، واتّفاق نيفتاد ، مرتدّ شد « 3 » . حكايت نهم - اسلام أشعث بن قيس أشعث بن قيس « 4 » حاكم قبيلهء كنده بود ، وبا هشتاد سوار از خويشان وپادشاه‌زادگان به خدمت سيد ، عليه السلام ، آمدند ومسلمان شدند . وقوم كنده عظيم با شكوه وشكل بودند ، وجامه‌هاى حرير پوشيده بودند وطراز « 5 » زر بر سر دوش نهاده بودند . وسيد ، عليه السلام ، فرمود كه اين بر شما حرام است ، وبعد از اين مپوشيد . ودر حال ، تبديل جامه كردند وگفتند : يا رسول اللّه ، ما از فرزندان « 6 » آكل المراريم ، وتو از فرزندان ايشانى . سيد ، عليه السلام ، تبسمي بكرد وبه ظرافت فرمود : اين نسبت ، شما را با عباس است ، برويد واين نسب با وى درست كنيد ، لكن من از فرزندان نضر بن كنانه « 7 » أم ، وانتساب به آباء وأجداد خود كنم ، نه به ديگرى ، ومعلوم آمد كه مفاخرت به آبا وأجداد عادت جاهليت است ، ودر اسلام فخر به پارسايى است نه به نسب وحسب .

--> ( 1 ) . اين حكايت در سيره ، ص 1029 - 1036 ، آمده است . ( 2 ) . بازديدار آمدن - پديد آمدن - با ديد آمدن - ظاهر شدن ( دهخدا ) ( 3 ) . اين حكايت در سيره ، ص 1036 و 1037 ، آمده است . ( 4 ) . در أصل به خلاف متن عربى ، ج 4 ، ص 232 : قيس بن أشعث ( 5 ) . طراز : نگار جامه ، كنارهء جامه كه به رنگى خارج از متن ملون مىكردند ، يراق وحاشية ( معين ) ( 6 ) . در أصل : فرزند ( 7 ) . در أصل : نضر بن الحارث ، وبر طبق متن عربى ، ضبط شد .