محمد بن عبد الله بن عمر
165
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
بياورد وبر در عزّى بياويخت وبيتي چند بگفت * وبه كوه رفت . ومعنى اين بيتها اين بود كه اى عزّى ، خالد با لشكر اسلام رسيد تا تو را خراب كند ، وما مقاومت نمىتوانيم كرد ، اكنون شمشير خود آوردم تا دفع دشمن از خود كنى ، واگر دفع نكنى ، تقصير از تو باشد . وما ترك تو كنيم ودين ترسايان گيريم . پس خالد برفت وآن خانه خراب كرد وآتش در چوبها زد . وسيد ، عليه السلام ، پانزده روز در مكة بود ونمازها قصر كرد « 1 » . غزو بيست وششم - غزو حنين در عرب قبيلهاى بود كه آن را هوازن « 2 » گفتندى وبه بزرگى وشجاعت معروف بودند . ومهترى داشتند وأو را مالك بن عوف نام بود . وچون از فتح مكة خبر يافتند ، بر خود ترسيدند . [ ومالك بن عوف ] لشكر بسيار جمع كرد وعزم محاربت با سيد ، عليه السلام ، كرد . وبا زن وفرزند ومال وقبيله بيرون آمد وگفت : چون لشكر محمد بينيد ، شمشيرها برهنه كنيد وبه يك بار حمله بر ايشان كنيد . وسيد ، عليه السلام ، چون بشنفت كه مالك با لشكر بيرون آمده است ، عبد اللّه بن أبي حدرد الأسلمي را فرمود تا پنهان برود وعزيمت ايشان محقّق كند . [ أو ] « 3 » برفت وأحوال ايشان معلوم كرد وباز خدمت سيد ، عليه السلام ، آمد وگفت : عزيمت ايشان آن است . پس سيد ، عليه السلام ، با ده هزار مرد [ كه داشت ، چون ] « 4 » به مكة رفت ، ودو هزار ديگر از مكة ترتيب كرد ، وعتّاب بن أسيد به نيابت خود در مكة بازداشت ، وعزم كفّار كرد . وصبحگاه به وادى حنين « 5 » رسيدند ، ولشكر هوازن آنجايگه كمين كرده بودند . ولشكر اسلام خبر نداشتند ولشكر كفّار كمين بگشادند وحمله به مسلمانان آوردند ، چنان كه از آن
--> ( 1 ) . غزو فتح مكة در سيره ، ص 861 - 912 ، آمده است . ( 2 ) . هوازن قبيله يا گروهى از قبايل عربستان شمالي منسوب به قبيلهء قيس بن عيلان بودهاند كه در شرق مكة وشمال طائف مىزيستهاند . قبيلهء عامر بن صعصعه وقبيلهء ثقيف كه طائف وأطراف آن در اختيار ايشان بود از هوازن به شمار آمدهاند . پيش از اسلام ، هوازن بتي را كه در عكاظ بود پرستش مىكردند . به سبب رقابت تجارى مكة وطائف ميان هوازن وقريش جنگهايى به وقوع پيوست كه جنگ فجار از آن جمله مشهورتر است . پس از اين جنگ است كه قريش قدرت بيشترى كسب كردند وطائف به دست ثقيف كه از خلفاى ايشان بودند افتاد . فقط قبيلهء كوچكى از هوازن به نام سعد بن بكر كه حليمة دايهء پيغمبر صلعم از ايشان بود ، زودتر از ساير هوازن به اسلام درآمده بودند ( - دايرة المعارف اسلامى در ذيل هوازن ) . ( 3 ) . قياسا الحاق شد . ( 4 ) . از سيره ، ص 915 ، نقل شد . ( 5 ) . حنين ( به ضم أول وفتح ثاني ) كه احتمالا در محل كنونى شرايع واقع است ، جلگهاى است سرسبز داراى نخلستانها ، در فاصلهء يك روزهء مكة بر سر يكى از راههاى مكة به طائف .