محمد بن عبد الله بن عمر
150
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
فرج بفرستد . أبو بصير با ايشان برفت ، وچون به ذو الحليفة « 1 » رسيدند ، شمشيرى از آن قاصدان بستد كه تفريح كند ، ويكى را به قتل آورد ، وآن ديگر بگريخت وبه خدمت سيد ، عليه السلام ، آمد . وأبو بصير در عقب وى نيز برسيد وگفت : يا رسول اللّه ، تو به عهد خود وفا كردى ومن خلاص خود طلبيدم . سيد ، عليه السلام ، فرمود : أبو بصير دلاور وجنگانگيز مردى است ، واجازتى بود كه به أشارت به وى داد تا برود * به جايى . پس أبو بصير به ساحل بحر « 2 » رفت . ومسلمانان كه در مكة محبوس بودند ، چون أحوال أبو بصير شنفتند ، طريق خلاص خود مىجستند ، وبه ساحل بحر مىرفتند پيش أبو بصير ، تا هفتاد تن جمع شدند ، وكاروان قريش مىزدند ، وهر كه از ايشان مىيافتند به قتل مىآوردند تا قريش رسول فرستادند به خدمت سيد ، عليه السلام ، كه از حركت ايشان به طاقت رسيديم . ايشان را باز خدمت خود آور تا متعرّض ما نباشند . بعد از آن سيد ، عليه السلام ، ايشان را آواز داد وبه مدينه رفتند . ودر آن مدت ، امّ كلثوم دختر عقبة بن أبي معيط هجرت كرد ، واز مكة به مدينه آمد ، از بهر اسلام . وبرادران وى به طلب أو آمدند . سيد ، عليه السلام ، قصد كرد تا [ امّ كلثوم ] به ايشان دهد . آيت آمد : زنان كه ، از بهر اسلام ، هجرت كردهاند باز كافران مدهيد ، چه به اسلام بر شوهران خود حرام شدند . قوله تعالى : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا جاءَكُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ « 3 » - الآية . غزو بيست ودوم - غزو خيبر است ودر اين غزو هشت حكايت است . چون سيد ، عليه السلام ، در ماه ذيحجه از حديبيه بازگرديد وبه مدينه رفت ، ودر آخر ماه محرّم سنهء سبع « 4 » به غزو خيبر بيرون شد . ونميلة ابن عبد اللّه اللّيثى نايب خود گردانيد در مدينه . وعلمي سپيد به أمير المؤمنين على ، رضى اللّه عنه ، داد . وسيد ، عليه السلام ، در راه ، عامر بن الأكوع را فرمود : از اين طرفهها « 5 » كه تو مىدانى چيزى برگوى ، در پيش سيد ، عليه السلام ، مىرفت واين رجز مىگفت :
--> ( 1 ) . ذو الحليفة ، قريهاى است به فاصلهء شش يا هفت ميل از مدينه وميقات أهل مدينه از آنجا است . ( 2 ) . بر طبق متن عربى ، ج 3 ، ص 338 ، أبو بصير بن عيص ( به كسر أول ) كه از ناحيهء ذي المروه است در ساحل دريا رفته بود واز آنجا بود كه قريش به سوى شام مىرفتند . ( 3 ) . ممتحنه 60 : 10 . غزو حديبيه در سيره ، ص 797 - 820 ، آمده است . ( 4 ) . مطابق است با ماه پنجم وششم سال 628 ميلادي . در مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 5 ، جمادى الاولاى سال هفتم ودر ج 2 ، ص 634 صفر يا هلال ربيع الأول سال هفتم ودر تاريخ طبري ( 1 - ص 1575 ) جمادى الاولاى سال هفتم . ( 5 ) . طرفه : چيز تازه ومطبوع وشگفتآور .