محمد بن عبد الله بن عمر
140
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
مدينه بود . ودر جمادى الأولى « 1 » به غزو قبيلهء بنى لحيان « 2 » ، كه * أصحاب رجيع را كشته بودند ، بيرون رفت . وآوازه زدند كه عزيمت شام دارد تا ايشان را آگاهى نباشد ، چون به نزديك ايشان رسيدند ، بگريختند « 3 » . وسيد ، عليه السلام ، يك منزل ديگر پيشتر رفت . ودر عسفان « 4 » مقام داشت « 5 » كرد تا قريش بشنوند وتصور كنند كه به عزم ايشان بيرون آمده است « 6 » . غزو نوزدهم - غزاى ذي قرد « 7 » بعد از آن كه سيد ، عليه السلام ، از غزاى بنى لحيان بازگشت ؛ عيينة بن حصن بن حذيفة الفزاري ، با لشكرى از قوم غطفان ، بيامد وگلهء اشتر مدينه ببرد . ومردى وزنى با گله بودند ، مرد را بكشتند وزن را أسير كردند . وسلمة بن الأكوع ، كه از أسب پيشتر دويدى ، خبر شد وأهل مدينه را خبر كرد و ، از پى سواران مىدويد وتير مىانداخت ومىگفت : خذها وأنا ابن الأكوع ، اليوم يوم الرّضع . وسيد ، عليه السلام ، سعد بن زيد ، با جمعى مسلمانان به تعجيل ، بفرستاد . وبعد از آن ، با لشكر از پى ايشان برفتند ودر منزل ذي قرد « 8 » فرود آمد . ولشكر كفّار ، چون لشكر اسلام ديدند ، بعضي گله رها كردند ، وبعضي ببردند . وآن زن كه با اشتر برده بودند ، بر اشترى نشست وبه مدينه آمد وگفت : يا رسول الله ، نذر كرده بودم كه [ اگر ] اين اشتر مرا به مدينه آورد ، قربان كنم . سيد ، عليه السلام ، فرمود : بئس ما جزيتها أن حملك اللّه عليها ونجّاك بها ثمّ تنحرينها ، إنّه لا نذر في معصية اللّه ولا فيما لا تملكين ، إنّما هي ناقة من إبلي ، فارجعي إلى أهلك على بركة اللّه « 9 » .
--> ( 1 ) . به قول ابن إسحاق جمادى الاولاى سال ششم هجرى قمري ( شش ماه پس از غزو بنى قريظة كه در سال پنجم اتفاق افتاده ) وبه قول واقدى ( مغازى ، ج 2 ، ص 535 ) هلال ربيع الأول سال ششم . ( 2 ) . بنى لحيان گروهى بودهاند از قوم هذيل ودر ابتداى اسلام در شمال شرقي مكة سكنا داشتهاند . ( 3 ) . در سيره ، ص 773 ، چنين است : پس چون سيد ، عليه السلام ، نزديك ايشان رسيد ، آگاهى يافته بودند واز پيش برخاسته بودند . ( 4 ) . قريهاى است بين جحفه ( به ضم أول وسكون ثاني ) ومكة در دو مرحلهاى يا سى وشش ميلى مكة در مرز تهامه ودر شمال شرقي بندر جده . ( 5 ) . در سيره ، ص 773 ، چنين است : در عسفان مقام كنيد تا بارى چون بنى لحيان نيافتيم . . . ( 6 ) . اين غزو در سيره ، ص 772 و 773 ، آمده است . ( 7 ) . ذي قرد يا غابه در ربيع الأول يا جمادى الاولاى ( واقدى ) سال ششم اتفاق افتاده . ( 8 ) . ذي قرد : آبى است در دو شبى مدينه بين اين شهر وخيبر . ( 9 ) . گفت : بد پاداشتى است ، اى زن ، كه تو اين اشتر را مىكنى ، بعد از آن كه بر آن نشستى وتو را به مدينه بازآورد ، وى را -