محمد بن عبد الله بن عمر
مقدمه 30
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
محمد بن إسحاق ، در ضمن مطالب اصلى مذكور ، اطلاعات تكميلى ديگرى ، بدون ذكر سند ، به دست مىدهد وهمچنين ، طي تشريح لشكركشىها ، حكايات فرعى چندى مىآورد كه تفصيل جزئيات وقايع را حاوي وداراى سند اختصارى يا تفصيلي است . ممكن است بعضي از اخبار مربوط به لشكركشىها را اشخاصى ، يا براي حفظ مفاخر قبيلهاى واجدادى خويش ، ويا به مناسبت شركت جستن خود يا كسانشان در مآثر ومفاخر ابتداى اسلام يا پيش از اسلام ، حفظ ونگهدارى كرده باشند ، واخبار مزبور در ضمن روايات محمد بن إسحاق واسلاف أو آمده باشد . حفظ ونگاهدارى همين مفاخر اغراقآميز است كه موجب تأييد صحت وقايع اصلى وفراموش نشدن آنها است . 2 - ابن إسحاق به محتواى اسنادى چند كه از زمان پيغمبر أكرم صلعم يا از زمان خلفا راشدين به جاى مانده بوده است دسترسى داشته است ، مانند نوشتهاى كه به عهدنامهء مدينه مشهور است . گرچه در اصالت سند مزبور ترديدى نيست ، تفسير بعضي از نكات آن با مشكلاتى مواجه شده ودر نتيجة ، اين حدس به ميان آمده كه شايد روايات متعارضى از عهدنامهء مزبور وجود داشته يا آن كه بعد از وفات پيغمبر أكرم صلعم تغييراتى در آن وارد آورده باشند . همچنين ، فهرستى كه در سيره از شمارش أصحاب بدر آمده است ، ظاهرا بر أساس نوشتهاى تهيه شده كه مربوط بوده است به پرداخت وجه از بيت المال به اشخاص مزبور يا به بازماندگانشان . 3 - ابن هشام كتاب سيره را با ذكر تفصيل نسب پيغمبر أكرم صلعم كه از قول ابن إسحاق نقل نموده آغاز كرده است ، واين نسبنامه با آنچه در كتاب خلقت عهد عتيق آمده منطبق بوده وبه صورت يكپارچه درآمده است ، بدون آن كه سلسلهء سندى دربارهء آن داده شده باشد . در اين شك نيست كه علم الانساب در نظر تازيان اهميت خاصي داشته ودر هر نسلي ، چند نفر در اين باره مهاجرت وتخصص داشتهاند ودر زمان پيغمبر أكرم أبو بكر از آن جمله بوده است . اين اشخاص دربارهء نسب قبايل عرب وافسانهها وحكايات مربوط به ايشان ( أيام العرب ) اطلاعات زيادى داشتهاند . بنابر آنچه در سيره ملاحظه مىشود ، محمد بن إسحاق از اين اطلاعات بهرهمند بوده است . چون احتمال مىرود ، كه در زمان بنى أمية به مناسبت پيوستن افراد يا گروههايى به قبايل مختلفه ، در انساب دستكاريهايى به عمل آمده باشد ، بايد نسبت به سلسلهء نسب افراد وقبايل كه در سيره ذكر شده است ، با ديدهء احتياط نگريست . 4 - اشعارى كه به روايت ابن إسحاق در سيره آمده است ودر بعضي از موارد ، روابط قبايل را با يكديگر از نظر دوستى ودشمنى روشن مىسازد ، داراى ارزش تاريخي است ، واز اين لحاظ توجه به اصالت وصحت انتساب آنها ضرورتي ندارد .