محمد بن عبد الله بن عمر

83

خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )

سپردندى . وبا أبو بكر برفتند وبه غارى كه در كوه ثور « 1 » است ، نزديك مكة ، فرو آمدند . وأبو بكر شبان خود را فرمود : تا هر شب گوسفند به در غار مىبرد . وأسماء دخترش طعام مىفرستاد ، وعبد اللّه ، پسر خود ، را فرمود تا أحوال قريش اعلام مىكند . وسه روز در غار توقف كردند تا سر راه‌ها ، كه گرفته بودند ، گشوده شد . وأبو بكر سيد ، عليه السلام ، بر اشتر خود مىنشاند ، وننشست تا از وى بخريد . وبند نداشتند كه سفرهء زاد بر اشتر بندند ، وأسماء ميان بند « 2 » خود بيرون كرد وبعضي در آن بست وبعضي در ميان كرد ، واز اين جهت ، أو را ذات النّطاقين خواندندى . وأسماء ، رضى اللّه عنها ، روايت كرد : چون از غار برفتند ، سه روز برآمد وهيچ خبر نشنيدم ؛ وبعد از آن ، اين دو بيت بشنيدم وهيچ كس را نديدم : جزى اللّه ربّ النّاس « 3 » خير جزائه * رفيقين حلّا خيمتى أمّ معبد هما نزلا بالبرّ ثمّ تروّحا * فأفلح من أمسى رفيق محمّد « 4 » ليهن بنى كعب مكان فتاتهم * ومقعدها للمؤمنين بمرصد * واين امّ معبد زنى جلد « 5 » بود ، از قبيلهء بنى كعب ، ودر راه مدينه مقام داشتى . وسيد ، عليه السلام ، به وى فروآمد ساعتي . وگوسفندان وى ، در خشك‌سالى ، شير نداشتند . پس سيد ، عليه السلام ، دست در پستان گوسفندى بماليد وپرشير شد . أم معبد ، چون آن معجزه بديد ، مسلمان گشت . سراقة بن مالك حكايت كرد كه قريش منادى كردند كه هر كس ، كه برود ومحمد بازگرداند ، أو را صد اشتر دهند . پس روزى ، شخصي درآمد وگفت : سه راكب ديدم كه در راه مدينه مىرفتند ، پس در اشتران طمع كردم وبا سلاح سوار شدم ودر راه ، أسب سه نوبت خطا كرد ؛ وعجب داشتم كه أسب هرگز با من خطا نكرده بود ، دانستم كه كارى نتوانم كرد ، اما طمع در اشتر كرده بودم ؛ برفتم ، چون نزديك سيد ، عليه السلام ، رسيدم وخواستم كه قصد وى كنم ، ديگر أسب خطا كرد ، وابرى پيش آمد كه آتش از آن مىباريد . اگر پيشتر مىرفتم ، آتش در من خواست افتاد . گفتم : اى محمد ، آمده‌ام تا تو را به مكة برم . اكنون نتوانم ، مرا بگذار تا با تو سخن

--> ( 1 ) . ثور : كوهى است در پايين مكة ( متن عربى ، ج 2 ، ص 130 ) . كوهى است به مكة ودر آن است غار مذكور در قرآن وآن را ثور اطحل نيز گفته‌اند واطحل نام همان كوه است ( منتهى ) . ( 2 ) . ميان بند : كمربند ، آنچه كه به كمر بندند ، بند شلوار وزير جامه ( معين ) . ( 3 ) . در أصل به متابعت از نسخه‌هاى فارسي سيره : رب العرش ( 4 ) . معنى اين بيت آن است كه حق تعالى بهترين جزا دهاد محمد وأبو بكر را كه رفيق يكديگرند وبه خيمه‌ام معبد منزل ساخته‌اند ، واز آنجا برخاسته‌اند وقصد مدينه كرده‌اند . اين ترجمه از سيره ، ص 468 ، نقل شد . ( 5 ) . جلد : بالفتح چابك از هر چيزى ( منتهى )