محمد بن عبد الله بن عمر
79
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
حكايت دوم - اندر اسلام عمرو بن الجموح * عمرو بن الجموح ، مهتر قبيلهء بنى سلمه بود ، وبتپرستى كردى . پسر وى معاذ بن عمرو ، [ رفيق وى ] « 1 » معاذ بن جبل ، كه مسلمان بودند وهر شب برفتندى وبتي كه از آن عمرو بن جموح « 2 » بود ، در چاهى پليد « 3 » آويختندى . روز ديگر ، عمرو طلب بسيار بكردى ، وآن را در پليدى بيافتى وبشستى ، ومعلوم نداشت كه كي مىكند . وتا چندى اين حركت بكردند كه أو را ملال گرفت . پس شمشيرى برهنه در گردن بت آويخت وگفت : شمشير بستان ، ودفع اين كس كن كه اين حركت مىكند وپسرش [ ومعاذ بن جبل ] « 2 » شبانه آن بت را با سگى مرده در چاهى آويختند . روز ديگر ، طلب كرد . چون چنان بيافت ، گفت : دريغا كه عمر خود در پرستيدن تو ضايع كردم . سنگى چند بر بت زد وبشكست ومسلمان شد . وچند بيت در ذمّ بت وشكرانهء مسلمانى بگفت . واين بيتها اين است : واللّه لو كنت إلها لم تكن * أنت وكلب وسط بئر في قرن أفّ لملقاك إلها مستدن * الآن فتّشناك عن سوء الغبن الحمد للّه العلىّ ذي المنن * الواهب الرّزّاق ديّان الدّين هو الّذى أنقذنى من قبل أن * أكون في ظلمة قبر مرتهن « 4 » حكايت سوم - درآمدن آيت قتال چون قريش استهزاء از حد ببردند ، نصرت سيد ، عليه السلام ، اين آيت فرو آمد : أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ إلى قوله - وَلِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ « 5 » . وقوله تعالى : وَقاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ « 6 » . وچون آيت فرو آمد ، اجازه فرمود تا مسلمانان به مدينه روند از دست كافران وفرمود : إنّ اللّه * قد جعل لكم إخوانا ودارا تأمنون بها « 7 » .
--> ( 1 ) . در أصل : پسران وى معاذ وسعد وعبارات داخل [ ] از نسخهء مج نقل شد . ( 2 ) . در أصل : كه از آن پدرشان بود ، وقياسا اصلاح شد . ( 3 ) . در سيره ، ص 447 : چاهى پروحل ونجاست ( 4 ) . اين حكايت در سيره ، ص 446 - 448 ، آمده است . ( 5 ) . حج 22 : 39 تا 41 . ( 6 ) . بقره 2 : 193 . در أصل : للّه - إلى قوله تعالى - نعم المولى ونعم النصير . كه با آيهء 193 مناسبت ندارد . ( 7 ) . در سيره ، ص 449 ، قبل از اين عبارت آمده است : ولفظ سيد ، عليه السلام ، در أجازت هجرت اين بود . ودر معنى آن چنين آمده است كه گفت : حق تعالى شما را برادرانى چند پيدا گردانيد ، يعنى أنصار ، وشما را پايگاهى به دست آورد ، يعنى مدينه ، اكنون به آنجايگه هجرت نماييد واز رنج اين كافران برآساييد .